بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
مایه ی آرام جان بی قرار من کجاست
روزگاری شد که روز من سیاه است آن کزاو
تیره شد هم روز من هم روزگار من کجاست
بود از شمع رخ ماهی فروزان محفلم
آن چراغ محفل شبهای تار من کجاست
هر که غمگین است او را غمگساری هست و، من
مردم از بی غمگساری، غمگسار من کجاست
هر کجا رفتم ندیدم من ، نشان زان نازنین،
یارب امید دل امیدوار من کجاست
نیست در دستم عنان دل خدا را دوستان
آنکه برد از کف عنان اختیار من کجاست
شد گل عشقم ز غم پژمرده آن کزوی، رفیق
موسم دی گشت ایام بهار من کجاست
در کشوری که آن بت عاشق فریب است
هر سو هزار عاشق حسرت نصیب است
هر درد را طبیب کند چاره، چاره چیست
این درد را که بر دل من از طبیب هست
بر جان و دل نه جور حبیب است بس مرا
جور حبیب هست و جفای رقیب هست
در کوی تو غریبم و بی کس گهی بپرس
احوالم از سگان درت کان غریب هست؟
بازآ که تا تو رفته ای از دیده و دلم
نه طاقت [ و ] قرار و نه صبر [ و ] شکیب هست
مشمار سهل قطع بیابان عشق را
کش هر قدم هزار فراز و نشیب هست
باشد رفیق گر به تو آن بی وفا مرنج
با سرو گل نه فاخته و عندلیب هست (؟ )
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزلیاتی از شاعر بیانگر حسرت و اندوه عمیق اوست. او از جفای یار شکایت کرده و میگوید در هیچ جای دنیا وفاداری وجود ندارد. دل او به خاطر غم و بیرحمی معشوق خونین است و از نبود کسی که با او درد دل کند ناراحت است. او به زندگی پر درد خود اشاره میکند که تبدیل به شبی تاریک و پر آتش شده و حتی یادآوری وصال یار در خواب نیز برایش شادی بخش نیست. شاعر از اینکه معشوقش به راحتی بر درد او میخندد و از مشکلاتش بیخبر است، احساس غم و تنهایی میکند. در نهایت، او به نبود حتی یاد رفیقش اشاره میکند که او را فراموش کرده است.
هوش مصنوعی: من به شدت نگران و restless هستم به خاطر دوری از محبوبم. محبوب من کجاست که موجب آرامش قلب ناآرام من باشد؟
هوش مصنوعی: شده زمانی که روز من بسیار بد و سیاه است و از آنجا که او تیره و تار شده، هم روز من و هم وضعیت زندگیام خوب نیست و از این حالت نگرانم.
هوش مصنوعی: در محفل شبهای تار من، چراغی بود که همچون شمعی از چهرهٔ ماه میدرخشید. اما حالا آن چراغ کجاست؟
هوش مصنوعی: هر کسی که غم دارد، کسی هست که میتواند او را دلداری دهد؛ اما من از بیدلداری و تنهایی در رنج هستم. دلداریدهنده من کجاست؟
هوش مصنوعی: هر جایی که رفتم، نتوانستم اثری از آن معشوق نازنین ببینم. خدایا، امید دل مشتاق من کجاست؟
هوش مصنوعی: دل من در اختیار خداوند است و دوستانی که مرا از دسترسی به آن اختیار محروم کردهاند، باعث شدهاند که نتوانم بر احساسات و آرزوهایم تسلط داشته باشم.
هوش مصنوعی: عشق من مانند گلی پژمرده شده است و این حالت ناشی از غمی است که از جدایی رفیق در فصل گذشته به دل دارم. حالا پرسش من این است که بهار من کجاست؟
هوش مصنوعی: در سرزمینی که آن معشوق دلبند، تنها جذابیت و فریب را به نمایش میگذارد، در هر گوشه و کنار هزاران عاشق هستند که با حسرت و آرزوهاشان زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: هر بیماری درمانی دارد، اما درمان این دردی که بر دل من نشسته، چیست؟ این درد به قدری عمیق است که حتی طبیب هم نمیتواند برای آن چارهای بیابد.
هوش مصنوعی: متن به این معناست که ذرهای از سختی و ناملایمتی که از سوی محبوب میآید، برای من تحملپذیر است؛ چرا که از جانب رقیب، جفا و ظلم بیشتری وجود دارد.
هوش مصنوعی: من در جایی که تو هستی، غریب و تنها هستم. گاهی میتوانی حال و روز مرا از سگهای در خانهات بپرسی؛ زیرا من در آنجا غریبم.
هوش مصنوعی: بیا که با رفتنت از نظر و قلبم، نه تحملی مانده و نه آرامش و صبر.
هوش مصنوعی: در عشق، مسیری که به نظر آسان میآید را ناچیز نپندار، زیرا هر قدم در این راه، با چالشها و دشواریهای زیادی همراه است.
هوش مصنوعی: اگر دوست وفاداری نداری، ناراحت نباش؛ چون در کنار گل و سرو، پرندگان زیبایی همچون فاخته و عندلیب نیز وجود دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.