گنجور

 
رفیق اصفهانی

بی قرارم از فراق یار یار من کجاست

مایه ی آرام جان بی قرار من کجاست

روزگاری شد که روز من سیاه است آن کزاو

تیره شد هم روز من هم روزگار من کجاست

بود از شمع رخ ماهی فروزان محفلم

آن چراغ محفل شبهای تار من کجاست

هر که غمگین است او را غمگساری هست و، من

مردم از بی غمگساری، غمگسار من کجاست

هر کجا رفتم ندیدم من ، نشان زان نازنین،

یارب امید دل امیدوار من کجاست

نیست در دستم عنان دل خدا را دوستان

آنکه برد از کف عنان اختیار من کجاست

شد گل عشقم ز غم پژمرده آن کزوی، رفیق

موسم دی گشت ایام بهار من کجاست

در کشوری که آن بت عاشق فریب است

هر سو هزار عاشق حسرت نصیب است

هر درد را طبیب کند چاره، چاره چیست

این درد را که بر دل من از طبیب هست

بر جان و دل نه جور حبیب است بس مرا

جور حبیب هست و جفای رقیب هست

در کوی تو غریبم و بی کس گهی بپرس

احوالم از سگان درت کان غریب هست؟

بازآ که تا تو رفته ای از دیده و دلم

نه طاقت [ و ] قرار و نه صبر [ و ] شکیب هست

مشمار سهل قطع بیابان عشق را

کش هر قدم هزار فراز و نشیب هست

باشد رفیق گر به تو آن بی وفا مرنج

با سرو گل نه فاخته و عندلیب هست (؟ )

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

ایام و‌َرد و موسم عید پیمبرست

گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست

گلزارها به آمدن آن مزین است

محراب‌ها به آمدن این منوّر ست

آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
وطواط

ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست

هرگز مباد در جاه تو شکست

تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست

پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست

معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از وطواط
سوزنی سمرقندی

کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون

سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است

 طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس

کناس و دیر آس و میانش رگ آور است

نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر

[...]

قوامی رازی

هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست

بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست

آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز

کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست

ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه