اگر رود سر من چون حباب بر سر می
نمی رود ز سر من هوای ساغر می
تو و بهشت و من و میکده برو زاهد
تراست گر می کوثر مراست کوثر می
من آن حریف سمندر طبیعتم که مرا
دماغ تر نشود جز به آتش تر می
چه غم ز گردش مهر و مهم به میخانه
هلال جام بود تا به دور اختر می
ز جام جم اگر آب خضر دهند مرا
که این به جای میست آن به جای ساغر می
نه جام جم به بر من بود مقابل جام
نه آب خضر بود پیش من برابر می
به من که تفته روانم ز تاب رنج خمار
به من که سوخته جانم ز سوز اخگر می
بده پیاله ای از آب جانفزای شراب
بیار جرعه ای از راح روح پرور می
رفیق روز و شب از مهر و ماه مستغنی است
ز نور جوهر جام و صفای گوهر می
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش زیبایی و معشوق میپردازد. شاعر با به کار بردن تشبیهات زیبا معشوق را به سرو و گل تشبیه میکند و میگوید که او چنین زیبایی ندارد که انسانها از آن بگذشت کنند. همچنین به نظر شاعر، معشوق مانند خورشید یا ماهی است که زیباییاش هر نقاش را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر از عشق و درد جدایی سخن میگوید و به احساس عمیق خود اشاره میکند و امیدوار است که معشوق به حال او رحم کند و وفاداری را نشان دهد. در کل، شعر تجربهای از عشق، زیبایی و اندوه جدایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر سر من به اندازه حباب بر آب آرام نگیرد، از دل من خیال میخوارگی نمیرود.
هوش مصنوعی: به تو و بهشت بیاندیش، و من به میکده میروم. زاهد، اگر تو بهشتی هستی، من نیز از میکوثر سیراب هستم.
هوش مصنوعی: من موجودی هستم که برای زنده ماندن و پیشرفت به چالشها و سختیها نیاز دارم و تنها در این شرایط است که میتوانم رشد کنم و به خواستههایم برسم.
هوش مصنوعی: نگران گردش زمان و بازگشت روزگار نباش، زیرا در میخانه، ماه در جام نهفته است و دوری ستارهها فراموشی را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: اگر به من از جام جم آب خضر بدهند، این را جای می و آن را جای ساغر میدانم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر اشاره میکند که نه تنها گنجینهی دانش و حکمت (جام جم) در اختیارش نیست، بلکه حتی نوشیدنی حیاتبخش و سرشار از معانی (آب خضر) نیز در دسترس او نیست. به عبارتی، آنچه که او در حال حاضر دارد، هیچگاه به اندازهی ارزشمند و معنوی این دو چیز نیست.
هوش مصنوعی: به من که روح و جانم از درد و رنج در عذاب است و احساس خستگی و ضعف میکنم، به من که در آتش دل سوختهام و از سوزش آن رنج میبرم.
هوش مصنوعی: به من یک پیاله از شراب که جان را تازه میکند بده و جرعهای از نوشیدنی که روح را پرورنده است بیاور.
هوش مصنوعی: دوست واقعی نیازی به نور خورشید و ماه ندارد؛ او از زیبایی و طراوت شراب و گوهر خالص بهرهمند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قسم به صفوت جام و صفای جوهر می
که نیست در سر ما جز هوای ساغر می
بیا که خشکی و تری طفیل هستی ماست
در آب خشک قدح ریز آتش تر می
ببین بلندی بخت و سعادت طالع
[...]
شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
عجب مدار که سرها شکسته بر سر می
ستم به ساغر میشد نه بر سر من اگر
شکست بر سر من می فروش ساغر می
غذای روح بود بوی میخوشا رندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.