گنجور

 
رفیق اصفهانی

با این همه بی وفائی تو

سخت است به من جدائی تو

بیگانه نوازی توام کرد

بیگانه ز آشنایی تو

خوشتر ز هوای پادشاهی است

ما را هوس گدایی تو

از زمره ی دلبران یکی نیست

امروز به دلربائی تو

ای جنس وفا که بر سرت خاک

خواریم ز ناروایی تو

خو کن بقفس که نیست ممکن

ای طایر دل، رهایی تو

ای ناله نمی رسی به گوشش

فریاد ز نارسایی تو

در دور من ای می کهن کو

خاصیت غم زدایی تو

آمد گل و شد رفیق بر باد

زهد من و پارسائی تو