دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
به جان و دل شده ام مبتلای آن هر دو
دو آفتاب ز یک برج کرده اند طلوع
دو ماه گشته عیان از یک آسمان هر دو
دو گلعذار که در خوبیند هر دو مثل
دو لاله رخ که به حسنند داستان هر دو
نموده اند به من هر دو رخ ز هم پنهان
ربوده اند دل از من ز هم نهان هر دو
میان گشوده به پهلوی غیر هر دو ز مهر
ز کینه بسته پی قتل من میان هر دو
ز دست هر دو مرا رفته هر دو دست از کار
ز چشم هر دو مرا چشم خونفشان هر دو
رفیق دور از آن هر دو مانده در کاشان
رفیق نیک و بد ایشان در اصفهان هر دو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بی وفایی معشوق اشاره میکند و از جدایی او به سادگی سخن میگوید. او در اوج بیوفایی معشوق، به درد و رنج ناشی از این جدایی پرداخته و احساس گمگشتگی خود را بیان میکند. شاعر از هوس و آرزوی گدایی محبت معشوق صحبت میکند و به زیباییها و دلربایی او اشاره دارد. همچنین به وفای او که به نوعی با خاک و خوارگی ارتباط دارد، نظاره میکند. در نهایت، او به غم و ناراحتی ناشی از دوری معشوق و تأثیر آن بر روح و روان خود میپردازد. این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه و غمناک را با تلفیق تصاویر طبیعی و انسانی نشان میدهد.
هوش مصنوعی: دو معشوق وجود دارند که هر کدام به نوعی برای دل من مصیبت و دردسر شدهاند و من به شدت عاشق و گرفتار هر دوی آنها شدهام.
هوش مصنوعی: دو خورشید از یک برج بالا آمدهاند و از یک آسمان، دو ماه به وضوح نمایان شدهاند.
هوش مصنوعی: دو زیبای خوشچهره که هر کدام به اندازهی یک لاله زیبا هستند و در حسن و زیبایی، داستانی مشترک دارند.
هوش مصنوعی: به من هر دو چهره را نشان دادهاند، اما از همدیگر پنهان هستند. دل من را نیز با این پنهانکاری از من ربودهاند.
هوش مصنوعی: در بین دو طرف، یکی به خاطر محبت و دیگری به خاطر کینه، راهی به سوی من گشوده نشده است و آنها در پی نابودیم هستند.
هوش مصنوعی: از هر دو دست من، هر دو دست کارش را از دست دادهاند. از هر دو چشم من، اشک میریزد و درد و رنج را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: دوستی که در کاشان به دور از یکدیگر هستند، در اصفهان به نیکویی و بدی همدیگر پی بردهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دو
شدند آفت عقل و بلای جان هر دو
میان ما و تو جز جان و تن حجاب نبود
بیا که هجر تو برداشت از میان هر دو
چنان دو دیده غیورند بر رخت که کنند
[...]
شد از دو چشم توام، چشم خونفشان هر دو؛
چه کردهاند، به این هر دو بنگر آن هر دو!
دو چشم نه، دوز بابل رسیده سحرورند؛
که باشد از فن هاروتشان نشان هر دو!
دو چشم نه، دو نکو نرگس گلستانند؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.