به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
دگر چه کار کنم اختیار بهتر ازین
تا توانی در توانایی مکن جور و ستم
ای شهنشاه توانا بر گدای ناتوان
عدل و جود آموز کز جود و عدالت مانده است
در جهان نام و نشان حاتم و نوشیروان
گر دهند از مرحمت پندی بزرگانت رفیق
از بزرگان بشنو آن را به خردان بشنوان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیهای به جوانان است که از چشمزخم افراد بداندیش دوری کنند و زیبایی خود را محافظت کنند. شاعر از حال زار خود سخن میگوید و بیان میکند که گاهی نگاهی از سوی بزرگان به درویشان میتواند مفرح باشد. او به وفاداری و ناآگاهیاش درباره هنر میپردازد و میگوید که در دنیای بداندیشان، وفا یک هنر نیست. همچنین شاعر از درد و زخم ناشی از جفا و بیوفایی دیگران شکایت میکند و میگوید که با وجود صبر، حالش روز به روز بدتر میشود. او به این نکته اشاره میکند که رفاقت در برابر بیگانگی واقعیت تلخی است و گاهی دوستان به خاطر نزدیک شدن به بیگانگان از هم دور میشوند.
هوش مصنوعی: من از عشق راضیام، دیگر چه چیزی بهتر از این ممکن است؟ چه کاری میتوانم انجام دهم که از این آزادی و انتخاب بهتر باشد؟
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی، در قدرت و تواناییات ظلم و ستم نکن، ای شاه توانا، بر فرد نیازمند و ناتوان.
هوش مصنوعی: عدالت و بخشش را بیاموز که نام و یاد حاتم طائی و نوشیروان به خاطر همین صفات در جهان باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر بزرگان به تو نصیحتی کنند، بهتر است که از آنها بشنوی و این نصیحت را به خردمندان و جوانان هم منتقل کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه
چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی
[...]
حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین
شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفتجفت
ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین
حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست
[...]
گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین
بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان
کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین
ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند
[...]
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.