دشمنی آن قدر که با ما تو
آن قدر دوستیم ما با تو
بی وفایی شعار خوبانست
بی وفایی همین نه تنها تو
یا بیا یا بخوان چنین تا کی
بی تو باشیم ما و بی ما تو
چه به از کار ما اگر باشیم
کارگر ما و کارفرما تو
خواری ما ببین که اصل یکیست
گرچه خاریم ما و خرما تو
همه کس جان و دل دهد به تو لیک
کم دهی کام کس به اینها تو
وصل تو از کجا کجاست رفیق
مزد خواهی درین تمنا تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عواطف و احساسات شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر به وضوح بیان میکند که نبود معشوقش او را سرشار از غم و اندوه کرده و شادی را از دلش برده است. او به تشبیه گل و خار اشاره میکند و احساس میکند که بدون معشوق، زندگیاش بیمعنی و لذتبخش نیست. شاعر به درد و رنج خود اشاره کرده و میگوید که اگر اختیار با او باشد، حاضراست که بدون معشوقش بمیرد. او در نهایت به این نکته میرسد که مانند گل بدون رفیق، زندگیاش خالی و بیارزش است.
هوش مصنوعی: با تو دشمنی به اندازهای داریم که تو نسبت به ما دوستی؛ ما هم به همان اندازه با تو دوستیم.
هوش مصنوعی: بی وفایی یکی از ویژگیهای افراد خوب و بزرگوار است و این خاصیت تنها به تو محدود نمیشود.
هوش مصنوعی: یا پیش ما بیا یا ما را به نام بخوان، تا چه زمانی باید بدون تو زندگی کنیم و تو بدون ما؟
هوش مصنوعی: چه چیزی میتواند بهتر از این باشد که ما به عنوان کارگر تو و تو به عنوان رئیس ما باشی؟
هوش مصنوعی: به سادگی میتوان گفت که هرچند ما در ظاهر ممکن است بیارزش و ناچیز باشیم، اما ریشه و اصل ما یکی است. به رغم نامناسبی یا عیبهایی که داریم، همچنان به همان منبع و اصل مشترک وابستهایم.
هوش مصنوعی: همه افراد جان و دل خود را برای تو میدهند، اما تو به کسی نیازی ندارید و هیچکس را به خواستهاش نمیرسانید.
هوش مصنوعی: دوست من، اگر به دنبال وصال تو هستم، باید بدانم که این وصل در کجا قرار دارد، و برای این آرزو، به تو پاداشی میطلبم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا بُوَد نفس ذرّهای با تو
نرسی هیچگونه آنجا تو
ای به بالا بلند و زیبا تو
رشک سرو بلند بالا تو
زرگر از سیم چون تو بت نکند
خواه هم برد و خواه فرما تو
در دلت هیچ جا نمی گیریم
[...]
سرخوش است ای پسر مرا باتو
کشت چشم توأم نه تنها تو
بر در و بام دل چه گردد جان
او درین خانه باش گو یا تو
کوثر و سلسبیل هر دو روان
[...]
دل شوریده را تمنا تو
در سرم مایهای سودا تو
صورت کون چون معماییست
کاشف سر این معما تو
در تماشای صورت و معنی
[...]
آخر ایجان جمله اشیا تو
هم نهانی و هم هویدا تو
پرده از کاینات ساخته ای
در پس پرده آشکارا تو
در پس پرده های گوناگون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.