کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
چو من کس مبتلا هرگز ندیده است
من لب تشنه زان لب هر چه دیدم
خضر ز آب بقا هرگز ندیده است
دلم آن دیده است از جذبه ی عشق
که کاه از کهربا هرگز ندیده است
من آن بسیار از جان ناامیدم
که درد من دوا هرگز ندیده است
جفا را دیدم از اغیار و یارم
بسویم از وفا هرگز ندیده است
نگاهم می کند ز آن سان که گوئی
مرا در هیچ جا هرگز ندیده است
رفیق از خار خار دل چه گویم
که او خاری به پا هرگز ندیده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره اشتیاق و آرزوهای عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. او از دیدن معشوق خود و زیباییهای او سخن میگوید و تمایل دارد که عمر دراز را برای آن ببیند. همچنین، او به حالت پروانهای اشاره میکند که در برابر شمع زیبایی معشوق میسوزد و از عشق و نیاز خود به او سخن میگوید. در نهایت، شاعر بیان میکند که برخی از دوستانش به او خیانت میکنند و او به دنبال دوری از این نوع رفاقت است.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در زندگی مشکلات و سختیها را تجربه نکرده است و هیچکس به اندازه من به مصیبت و گرفتاری دچار نشده است.
هوش مصنوعی: من با تشنگی به هر چیزی که از آن لب دیدهام، به یاد آب بقا هستم که خضر هرگز آن را ندیده است.
هوش مصنوعی: دل من چنان مجذوب عشق شده است که هیچ چیزی نمیتواند مانند آن را تجربه کند، حتی کوچکترین ذرهای از کهربا.
هوش مصنوعی: من به حدی از زندگی ناامیدم که درد و رنج من هرگز درمانی پیدا نکرده است.
هوش مصنوعی: آسیب و بیوفایی را از دیگران تجربه کردهام، اما یارم هرگز از من وفاداری ندیده است.
هوش مصنوعی: به گونهای به من نگاه میکند که انگار هرگز در هیچجا مرا ندیده است.
هوش مصنوعی: دوست من، چه بگویم از دردها و رنجهای قلبی، که او هرگز طعم تلخی درد را تجربه نکرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم بیاو صفا هرگز ندیده است
لبم بیاو نوا هرگز ندیده است
من آن حاجت طلب در کوی عشقم
که تأثیر از دعا هرگز ندیده است
نشاید خواندم بلبل که آن گل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.