ای دلبری کز دلبران همتا نمیبینم تو را
از من نمیگیرد کران غم تا نمیبینم تو را
از بس که وقت دیدنت از شوق بیخود میشوم
میبینمت وز بیخودی گویا نمیبینم تو را
گر از غم نادیدنت امشب نمیمیرم یقین
از غصه میمیرم اگر، فردا نمیبینم تو را
بیهوده بودم مدتی در آرزوی دیدنت
پنداشتم میبینمت اما نمیبینم تو را
خواهم ترا تنها گهی تا شرح تنهایی به تو
گویم ولیکن هیچگه تنها نمیبینم تو را
در کعبه و در بتکده میجویمت ای بت، ولی
اینجا نمییابم تو را آنجا نمیبینم تو را
ای سرو پیش قد او، ای گل به پیش عارضش
رعنا نمیدانم تو را زیبا نمیبینم تو را
ای آنکه نقد دین و دل در کار خوبان میکنی
غیر از زیان سودی ازین سودا نمیبینم تو را
تو خود رفیق اینجا عبث خود را مقید کردهای
بندی به کوی گلرخان بر پا نمیبینم تو را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دلبری میپردازد که هیچ همتایی برای او نمییابد و از دوریاش غمگین است. او به شدت مشتاق دیدار این معشوق است و به خاطر شوق فراوان، خود را از دست میدهد. هرچند که امیدوار است که به کمال این دیدار زنده بماند، اما از فکر اینکه ممکن است فردا او را نبیند، دچار اندوه میشود. شاعر در تلاش است تا با بیان تنهایی خود به معشوق بگوید که چقدر او را دوست دارد، اما همیشه در تنهاییاش نمیتواند او را ببیند. او در جستجوی معشوق در مکانهای مختلف است، اما نتوانسته او را پیدا کند و در نهایت به این نتیجه میرسد که حسرت دیدن او، سودی ندارد و خود را در بند آرزوهای بیهوده میبیند.
هوش مصنوعی: ای محبوبی که در میان همه محبوبان، همتایی برای تو نمییابم. غم و اندوهی که در دل دارم، با دیدن تو از بین میرود.
هوش مصنوعی: من به شدت از شوق دیدن تو بیتاب میشوم، اما وقتی تو را میبینم، انگار که نمیتوانم تو را ببینم.
هوش مصنوعی: اگر امشب به خاطر غم ندیدنت نمیمیرم، مطمئن باش که از غصه فردا که نمیتوانم تو را ببینم، خواهم مرد.
هوش مصنوعی: مدتی بیهوده در انتظار دیدن تو بودم و فکر میکردم که تو را میبینم، اما در واقع تو را نمیبینم.
هوش مصنوعی: میخواهم گاهی اوقات تو را به تنهایی ببینم تا بتوانم دربارهی تنهایی خودم با تو صحبت کنم، اما هرگز نمیتوانم تو را در تنهایی ببینم.
هوش مصنوعی: در مکانی چون کعبه و در جایی مانند بتکده به دنبالت میگردم، ای معشوق، اما در اینجا تو را نمییابم و در آنجا نیز نمیتوانم تو را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: ای سرو بلند قامت، ای گل در برابر چهرهاش، زیبایی تو را نمیشناسم و تو را زیبا نمیبینم.
هوش مصنوعی: ای کسی که در مورد دین و دل با نیکان کار میکنی، جز ضرر، چیزی از این معامله برایت نمیبینم.
هوش مصنوعی: تو در اینجا خود را به چیزی بیجهت وابسته کردهای و من در کوی گلرخان، کسی را نمیبینم که به تو مرتبط باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.