حال بسیار ناخوشی دارم
خاطر پرمشوشی دارم
دل ز آهم پر است هان ای خصم
که پر از تیر ترکشی دارم
هست از آه شعله ناک عیان
که نهان در دل آتشی دارم
بنظر درنیایدم مه نو
چشم بر نعل ابرشی دارم
دل من می کشد بجایی و من
با دل خود کشاکشی دارم
سگ خود خواندم بنامیزد
چه بت آدمیوشی دارم
در قدح از زلال شعر رفیق
بادهٔ صاف بیغشی دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تنهایی و عدم همکاری و یاری در زندگی خود شکایت میکند. او به جستجوی یارانی میپردازد که هیچگونه حمایتی از او نمیکنند و همواره احساس ناکامی و غم دارد. شاعر به روابط بیوفایی اشاره میکند و میگوید در میان دوستانش وفاداری نمیبیند. همچنین به نبود محبت و پرستاری در زمان بیماری خود اشاره میکند و میگوید که در بازار زندگی، متاع او بدون خریدار مانده است و هیچکس به او رونق نمیبخشد. در کل، شعر بیانگر احساس ناراحتی، ناامیدی و تنهایی شاعر است.
هوش مصنوعی: حالم خیلی بد است و ذهنم پر از اضطراب و نگرانی است.
هوش مصنوعی: دل من پر از اندوه و آه است، ای دشمن! توجه کن که من نیز سلاحهایی دارم که به اندازهٔ زخمی که بر دل دارم، میتواند آسیب برساند.
هوش مصنوعی: از درد و اندوهی که در دل دارم، شعلهای پنهان به وجود آمده است که به وضوح میتوانم آن را احساس کنم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در دنیای جدیدی قدم گذاشتهام، چشمانم به نعل اسب بارانی دوخته شده است.
هوش مصنوعی: دل من به سمت جایی میرود و من در حال جنگ و جدل با احساساتم هستم.
هوش مصنوعی: من خودم را به عنوان یک سگ میدانم، چون هیچ احترامی برای انسانها قائل نیستم.
هوش مصنوعی: در جامی از شعر روشن دوست، نوشیدنی زلال و خالص دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.