بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
گویم اگر بجز تو زبانم بریده باد
گر جز به دام زلف تو گیرد دلم قرار
از دام جسم طایر روحم پریده باد
بندم اگر به دلبر دیگر بجز تو دل
خون دلم تمام ز مژگان چکیده باد
در سجده گر به پیش بتی جز تو خم شوم
در زیر بار هجر تو قدم خمیده باد
گر دامنت ز کف بگذارم به زندگی
از دست مرگ حبیب حیاتم دریده باد
باشد اگر نه خرمیش از غمت دلم
از خرمی رمیده به غم آرمیده باد
پوشم ز سیب غبغب او چشم اگر رفیق
چون نار دل مرا به کف غم کفیده باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربه فراق و تنهایی است. شاعر از یک رابطه عاطفی صحبت میکند که تنها او به آن تعلق دارد و دیگران نمیتوانند آن را درک کنند. او خود را شبیه سایهای میبیند که همیشه در کنار محبوبش بوده، اما حالا محبوب او به بیگانگان توجه کرده است. شاعر از درد و رنج ناشی از این جدایی سخن میگوید و احساس میکند که تنها کسی است که این درد را میکشد، در حالی که دیگران نمیتوانند به او کمک کنند. در نهایت، او با حسرتی عمیق از بی وفایی محبوبش یاد میکند و از بیخبری دیگران درباره وضعیت خود مینالد.
هوش مصنوعی: اگر جز تو کسی را ببینم که به من زیانی برساند، بگذار باد بگوید که اگر غیر از تو کسی باشد، زبانم قطع شود.
هوش مصنوعی: اگر دل من جز به دام زلف تو آرام بگیرد، از قید جسمی که روح من در آن گرفتار است، آزاد خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر من به غیر از تو به کسی دیگر دل ببندم، آن وقت اشکهام از دل شکستهام به قدری خواهد بود که مانند باران از چشمانم بریزد.
هوش مصنوعی: اگر در سجده به غیر از تو برای بتی دیگر سر تعظیم فرود بیاورم، ای کاش به خاطر انقطاع از تو، قدمهایم همواره خمیده و شکسته باشد.
هوش مصنوعی: اگر دامن خود را رها کنم، در زندگی از دست مرگ معشوقم، حیاتم به کلی از بین خواهد رفت.
هوش مصنوعی: اگر خوشحالی تو نباشد، دل من از شادابی دور شده و به خاطر غم تو ناامید و غمگین است.
هوش مصنوعی: اگر چشمم به او باشد، گویی که انگار مانند سیب زیبا و دلربا است. اما در این حال، دل من چون آتش میسوزد و غم را در دستانم حس میکنم، انگار که با دوستی به درد میافتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صیّت چو نور بهمه جا رسیده باد
در سایۀ تو جان جهان آرمیده باد
طفل امل که شیر مروّت غذای اوست
بر دامن صنایع تو پروریده باد
خاک سم سمند ترا تکیه گاه ناز
[...]
در باغ دولتت گل شادی دمیده باد
بر درگهت نسیم سعادت وزیده باد
هرکو نخواهدت چو سمن تازه روی و شاد
همچون بنفشه چهره کبود و خمیده باد
ور غنچه را ز مهر تو آکنده نیست دل
[...]
دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
خون گشته قطره قطره ز مژگان چکیده باد
جان نیز گشت پیرو دل کز ره اجل
خاری به پای بیهوده گردش خلیده باد
تن هم نمیکشد ز رهت پا بگفت من
[...]
تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
شوخی ز حد گذشت زبانم بریده باد
گر رفته ام ز کوی تو آسان نرفته ام
این قصه از زبان عزیزان شنیده باد
مردن ز رازداری شوقم نجات داد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.