برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
نه دل خواهد به جا ماندن مسلمانان به دین ما را
کند آنکس که منع از دیدنت ای نازنین ما را
ببیند گر تو را معذور دارد بعد ازین ما را
به جرم عشقبازی منع ما تا کی کنی زاهد
گناه ما چه باشد، آفرید ایزد چنین ما را
به داغ لاله رویان زاده ایم و تا دم مردن
بود چون لاله مهر داغ ایشان بر جبین ما را
ترا با ما چه کار ای پند گو، از پند ما بگذر
مکن بیهوده غمگین خویش را اندوهگین ما را
گدای کشور عشقیم ما، وین سلطنت یکدم
بود بهتر ز عمر شاهی روی زمین ما را
چه باشد ای که با او همنشینی روز و شب، گاهی
کنی همدم بما او را و با او همنشین ما را
چه نیک و بد رفیق از غیر من دید آن پری، یارب
که دارد روز و شب از مهر و کین شاد و غمین ما را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و آرزوهای دلانگیز خود میگوید و از جدایی عذابآور مینالد. او در ابیات خود به چالشهای عاشقانهای اشاره میکند که بین عشق و دینداری او قرار دارد و تنهاییاش را به عنوان یک گدای عشق بیان میکند. شاعر به ظلمهایی که زاهدان بر عاشقان میکنند اشاره کرده و از عشق و روابط عمیق و مرموز خود با محبوبش سخن میگوید. او همچنین به موانع ناشی از توصیههای دیگران برای دوری از عشق اشاره میکند و میپرسد که چرا باید از محبوبش فاصله بگیرد. در نهایت، او به تیرهروزیهای عاشقان اشاره کرده و احساساتش را به زیبایی توصیف میکند.
هوش مصنوعی: آن فرد نا مسلمان اگر اینگونه دل و جان ما را به دست آورد، دل مسلمانان نمیخواهد در دین ما باقی بماند.
هوش مصنوعی: کسی که از دیدن تو، ای عزیز ما، جلوگیری کند، اگر تو را قابل عذر بداند، باید ما را هم پس از این ببیند.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی ما را به خاطر عشق و محبت سرزنش کنی، ای زاهد؟ چه گناهی در دیوانگی عاشقانه ما وجود دارد، وقتی که خداوند خود ما را اینگونه آفریده است؟
هوش مصنوعی: ما در محفل عاشقان و در میان زیباییهای عشق به دنیا آمدهایم و تا آخر عمر، عشق و غم آن عزیزان بر چهره ما باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: تو چرا به ما نصیحت میکنی؟ از نصیحت ما بگذر و خودت را بیدلیل غمگین نکن. غم و اندوه ما به تو مربوط نیست.
هوش مصنوعی: ما در واقع گداهایی هستیم که در ملک عشق زندگی میکنیم و برای ما یک لحظه از سلطنت و پادشاهی در این دنیا، بهتر از عمر طولانی یک شاه است.
هوش مصنوعی: چه چیزی میتواند باشد که تو روز و شب با آن همصحبت هستی، گاهی به ما ملحق میشوی و با آن همنشین میشوی؟
هوش مصنوعی: ای کاش آن پری که رفیق من است، نیکی و بدیاش را از دیگران نمیدید. خدایا، او چگونه میتواند با محبت و دشمنی ما در روز و شب، شاد و غمگین باشد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
گدای کوی توام همچنین مبین ما را
هنوز سجدهٔ آدم نکرده بود ملک
که بود گرد سجود تو بر جبین ما را
گذر به تربت ما یار کمتر از همه کرد
[...]
خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را
برآید جان و دل ز امید و بیم مهر و کین ما را
خوشی و ناخوشی وصل و هجر اوست ما را خوش
که گاهی دوست میخواهد چنان گاهی چنین ما را
به شکر این که داری جمع ساز و برگ نیکویی
[...]
نه تنها خال هندویش رباید کفر و دین ما را
بکف زنار گیسویش بود حبل المتین ما را
بکین از جیب فرعونی برآرند ار جهانی سر
کلیم آسا ید بیضا بود در آستین ما را
مهی کز تابش مهرش دهد هر ذره را تابی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.