به جانم از غم جانان چه سازم
به جانان چون کنم با جان چه سازم
بجز جان تحفه ی جانان چه سازم
ندارم تحفه ای جز جان چه سازم
نمی داند ز دشمن آن پسر دوست
نمی دانم به این نادان چه سازم
دلت دیر آشناخو، بی سبب رنج
بسازم گر به این با آن چه سازم
به امید دوا سازند با درد
ندارد درد من درمان چه سازم
رفیق از ناله گیرم لب ببندم
به این مژگان خون افشان چه سازم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و شور و شوق نسبت به محبوب است. شاعر از بیگانگی و آشنایی در عشق سخن میگوید و به درد دل خستهی عاشقان اشاره میکند. او زیبایی محبوب را ستایش کرده و میگوید که هر چیزی در جهان تحت تأثیر وجود اوست. همچنین به مشکلات و بیعدالتیهای ناشی از عشق اشاره کرده و میگوید که عاشقان تنها نیستند، بلکه بسیاری دیگر نیز در این احساس شریکاند. در نهایت، شاعر از دیگران میخواهد که او را در مشکلات عشق یاری کنند.
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوهی که به خاطر محبوبم دارم، نمیدانم چه باید بکنم. با این همه احساساتی که به او دارم، نمیدانم با خودم چگونه رفتار کنم.
هوش مصنوعی: جز جان خودم که به محبوبم تقدیم کردهام، چه چیز دیگری دارم که به او هدیه بدهم؟ هیچ تحفهای جز جانم ندارم، پس چه کنم؟
هوش مصنوعی: این پسر دشمن را نمیشناسد و نمیدانم با این فرد نادان چه باید بکنم.
هوش مصنوعی: دل تو دیر به آشنایی عادت میکند، چرا باید بدون دلیل خودم را به زحمت بیندازم؟ اگر بخواهم با دیگران همدلی کنم، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: امیدوارند با درد، دارو بسازند؛ اما درد من درمانی ندارد، چه کار میتوانم بکنم؟
هوش مصنوعی: دوست گرامی، از نالههای دل از تو میخواهم که سکوت کنی، اما با این چشمان گریانت چه باید کرد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه سر پیداست نه سامان چه سازم
چنین افتادهام حیران چه سازم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.