گلعذاران نگار من نگرید
عارض گلعذار من نگرید
دارد امید مهر ازو دل من
دل امیدوار من نگرید
کار من بار غم کشیدن اوست
به من و کار و بار من نگرید
نیست بی او قرار در دل من
به دل بی قرار من نگرید
زود رویم ز هجر سبز خطی
به خزان و بهار من نگرید
عهد ناپایدار او بینید
بخت ناسازگار من نگرید
می برد او نخست دل ز رفیق
دلبر خوش قمار من نگرید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غیبت یار خود و احساس تنهایی و ناامیدی سخن میگوید. او شب و روز را میگذراند اما یار او باز نمیآید. شاعر به روشنایی و روشنی یار خود اشاره میکند که برایش مثل شمع در شب تار است و حیرت میکند که چرا پس از مرگش به مزار او نمیآید. او از دوستی انتظار دارد که در زمان سختی به کمکش بیاید، اما آن نیز نمیآید. در واقع، شاعر به احساس ناتوانی و ضعف خود در برابر این غیبت و عدم وفا اشاره دارد و به سردرگمیاش در میان بیقراریها و مشکلات زندگی اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: عاشق من، گلنسا! چرا بر چهرهات اشکی نمیریزی؟ چهرهام هم مانند تو، گلنزار و زیباست، اما چرا بر آن اشکی نمیافکنی؟
هوش مصنوعی: دل من به امید محبت او آرام است و نخواهد گریست.
هوش مصنوعی: وظیفه من این است که غم او را به دوش بکشم، اما او به کار و زندگی من توجهی ندارد.
هوش مصنوعی: در دل من که بیقراری وجود دارد، آرامشی نیست و به خاطر دل بیقرارم هیچکس نمیگرید.
هوش مصنوعی: بسیار زود از جدایی خودم میروم و این جدایی به رنگ سبز درختان بر من تأثیر نمیگذارد؛ نه در پاییز و نه در بهار.
هوش مصنوعی: به روابط ناپایدار او نگاه کنید و به بداقبالی من که به آن اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: او ابتدا دل را از رفیقش میبرد و با دلبر خوش تیپش قمار میکند، اما من نمیتوانم بر این موضوع بغض و گریه کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.