آن که لطفش گره از خاطر ما بگشاید
گره خاطر او لطف خدا بگشاید
کس برای دل ما دست عطایی نگشود
هم مگر اهل دلی دست عطا بگشاید
از خدا جوی گشایش که نگردد هرگز
بسته آنکار که از کارگشا بگشاید
جز به کوی تو دل ما نگشاید آری
دل که آنجا نگشاید بکجا بگشاید؟
در ریاضی که سر و کار گلش با خار است
کی دل بلبل بی برگ و نوا بگشاید؟
طالعی کو که برم مست شبی یا روزی
کله از سر بنهد بند قبا بگشاید
دو جهان جان و دل از هر شکن آید بیرون
گرهی کز سر آن زلف دو تا بگشاید
اشک و آه شب و روز آب و هوا نیست رفیق
که گل دولت از آن آب و هوا بگشاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت جهانی اشاره میکند که نیکویی و حسن در آن به اوج رسیده است. او توصیف میکند که چهرهای زیبا همانند هلال و دلیری که مانند آتش است، در میان مردم به وجود آمده است. این زیبایی برای همه - چه پیر و چه جوان - ملموس است و باعث فتنه و دلبری میشود. چشم و ابروهایی که برای دل ربایی طراحی شدهاند، به نمادهای جدال و عشق تبدیل شدهاند. در این فضا، عشق و حسنه به اوج رسیده و به مقایسه با زمانهای گذشته میپردازد که چقدر شدت و عمق این عشق افزایش یافته است. شاعر به نوعی از فتنهای که نماد آخرالزمان است، اشاره میکند و نشان میدهد که زیبایی و عشق موجود در این دوران بینظیر و خاص است.
هوش مصنوعی: کسی که مهربانیاش مشکلات ذهنی و روحی ما را برطرف میکند، خداوند هم با لطف و رحمتش گرههای خاطر او را باز خواهد کرد.
هوش مصنوعی: هیچکس برای دل ما دست بخشش و محبت باز نکرد، مگر آنکه اهل دل و محبت باشند و خود دستی برای عطا باز کنند.
هوش مصنوعی: از خدا کمک و راهحل بخواه، چون کسی که کارها را حل میکند، هرگز در کار او بسته نمیشود.
هوش مصنوعی: دل ما فقط به کوی تو آرام میگیرد و اگر اینجا نتواند، پس کجا میتواند آرامش پیدا کند؟
هوش مصنوعی: در دنیای ریاضی و قواعد خشک آن، هنگامی که زیبایی و نشاطی وجود ندارد، دل بلبل که نماد احساس و عشق است، چگونه میتواند شاد و سرزنده باشد؟
هوش مصنوعی: کسی را که بخت او را به شادمانی بکشاند، یا در شب و یا در روز، پوشش و قید و بندهای زندگی را برطرف کند.
هوش مصنوعی: هر دو جهان، جان و دل انسان از هر مشکلی خلاص میشود، اگر گرهای که از زلف دوپارهی محبوب به وجود آمده را باز کنند.
هوش مصنوعی: غم و اندوه شب و روز مانند آب و هوایی نیست که دوستی از آن بهرهمند شود؛ زیرا برای شکفتن گل خوشبختی نیاز به شرایط مناسب داریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاقبت کار فروبسته خدا بگشاید
در فتحی به من از روی صفا بگشاید
بیش از این غم مخور ای دل که ز لطفش روزی
گره از کار فروبسته ما بگشاید
التجا بر در مخلوق نشاید بردن
[...]
سرو گل چهره اگر بند قبا بگشاید
دل پرخون مرا نشود و نما بگشاید
یار اگر کاکل مشکین بگشاید بسحر
مشک از نافه آهوی ختا بگشاید
صبح صادق بدمد هر طرف از شش جهتم
[...]
آخر از غیب دری بر رخ ما بگشاید
دیگران گر نگشایند، خدا بگشاید
دلبران، کار من از جور شما مشکل شد
مگر این کار هم از لطف شما بگشاید
بر دل از هیچ طرف باد نشاطی نوزید
[...]
مگر از ناله بلبل دل ما بگشاید
ورنه پیداست چه از باد صبا بگشاید
می تواند گره از غنچه پیکان وا کرد
هر نسیمی که دل تنگ مرا بگشاید
صبح را بخیه انجم نشود مهر دهن
[...]
در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟
پرده بگشا که ز رویت دل ما بگشاید
عیش این باغ به اندازه یک تنگدل است
کاش گل غنچه شود تا دل ما بگشاید
بر سر نکهت زلفت چو صبا میلرزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.