گنجور

 
رفیق اصفهانی

صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن

زنهار بر صید حرم تیغ ای شکارافکن مزن

بر دل مزن تیر جفا ای دوست دشمن دوست را

ور می زنی بهر خدا بهر دل دشمن مزن

منما ز چاک پیرهن آن تن بهر کس جان من

وز رشک آن ای سیمتن چاکم به پیراهن مزن

دامن بقتل بی دلان چون برزنی ای دلستان

یا خون من ریز از میان یا بر میان دامن مزن

با مدعی ای نیک رو طفلی ز تو نبود نکو

افسانه در محفل مگو پیمانه در گلشن مزن

 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
sunny dark_mode