به غیر دل که کند تا سحر فغان با من
بشب فراق تو کس نیست همزبان با من
ترا نمی کند ای ماه مهربان با من
ببین چه می کند از کینه آسمان با من
به جان تو که گرم دوستی تو باکی نیست
شوند دشمن اگر جمله ی جهان با من
مرا تو دشمن و من دوستم ترا تا کی
من این چنین به تو باشم تو آنچنان با من
خوش است غیر ز جورت به من وزین غافل
که جور فاش تو لطفی بود نهان با من
ازین بقید تنم جان پاک مانده که هست
سگ تو رام به این مشت استخوان با من
نمی شود که نباشد کنار من پرخون
رفیق تا بود این چشم خونفشان با من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و ظرافت احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق را به تصویر میکشد. شاعر از معشوق خود میخواهد که به او آسیب نرساند و هرگونه تیر و جفا را از دل بردارد. او نگران است که محبتش به دیگران باعث آزار او شود و از معشوق میخواهد که از نشان دادن غیرت و حسادت خود بپرهیزد. در نهایت، شاعر از معشوق خواسته که در محفلها و گلشنها از وی و عشقش بدگویی نکند و به افسانههای حزنآور اشاره نکند. به طور کلی، شعر به وحدت و سادگی در عشق و پرهیز از جنجالهای بیمورد تأکید دارد.
هوش مصنوعی: تنها دل من است که تا صبح فریاد میکشد و در شب جدایی تو هیچکس را همزبان و همدل ندارم.
هوش مصنوعی: ای ماه مهربان، تو که هیچ کار وخیمی با من نداری، اما ببین چه بلاهایی آسمان بر سر من میآورد و چه کینهای از من به دل دارد.
هوش مصنوعی: به جان تو قسم، که من از عشق و دوستیات هیچ هراسی ندارم، حتی اگر تمام دشمنان عالم علیه من قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: من از تو بیزارم و تو از من مایلی؛ تا کی به این شکل با تو رفتار کنم در حالی که تو به من اینگونه برخورد میکنی؟
هوش مصنوعی: بسیار زیباست که دیگران از خوبیهایت بیخبرند و من از آن غافل نیستم، زیرا این خوبی که بهطور پنهانی به من میرسد، برایم لطف و نعمت بزرگی است.
هوش مصنوعی: تن من قید و زنجیری برای جان پاکم نیست، چون مانند سگی که به خاطر استخوانی رام شده، به خاطر دنیا و مادیات به بند نیامدهام.
هوش مصنوعی: نمیتوانم از کنار دوستی پر از درد و رنج دور باشم؛ تا زمانی که این چشمهای گریان و پر از غم با من است، او همواره در کنارم خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وفا نمیکند آن یار مهربان با من
جفا همیکند آن شوخ دلستان با من
مرا چو عمر عزیزست و ناگزیر ولی
وفا نمیکند آن عمر یک زمان با من
من از موافقت یار برنخواهم گشت
[...]
به بزم دوش چنان بود همزبان با من
که غیبت دگران داشت در میان با من
چنان ز عشق نهانم رقیب بیخبر است
که میکند سخن از صحبت نهان با من
ز من رمیده، همانا شنیده از جایی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.