گر نسوزد دل دلدار به من جا دارد
شمع از سوزش پروانه چه پروا دارد
درد و درمان چه بود از تو چه پروا دارد
دردمند تو به درمان مسیحا دارد (؟ )
هر چه گوید همه از عالم بالا گوید
هر که در دل هوس آن قد و بالا دارد
به گل گلشن فردوس فرو نارد سر
هر که خاری زسر کوی تو برپا دارد
می سزد بر سر خوبانش اگر شاه کنند
کانچه اسباب نکوئیست مهیا دارد
باید آن را که سر عاقبت اندیشی هست
خاطر امروز در اندیشه ی فردا دارد
بلبلی در همه گلزار جهان نیست رفیق
که نه خاری به جگر زان گل رعنا دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و دردناک شاعر به معشوقش است. شاعر بیان میکند که حتی اگر معشوقش آزار برساند و موجب رنج او شود، باز هم دل به او دارد. او از احساسات خود سخن میگوید و به راز عشق نهان خود اشاره میکند که روزی آشکار خواهد شد. شاعر همچنین به تغییرات زندگی و ناپایداری آن اشاره میکند و میگوید که گاهی شادابی و گاهی غم در زندگی وجود دارد. در نهایت، او به توبه و ندامت خود در جوانی اشاره میکند و به این نکته میرسد که عشق و ارتباط با دیگران، حتی در برابر مشکلات، همچنان ارزشمند است.
هوش مصنوعی: اگر دل معشوق به خاطر من نسوزد، بنابراین شمع جایگاهش را دارد؛ زیرا پروانه هیچ ترسی از سوزش ندارد.
هوش مصنوعی: درد و درمان چه اهمیتی دارد؟ دردمنشان از تو نمیترسند، زیرا به درمان و شفای تو امید دارند.
هوش مصنوعی: هر چه او میگوید، همه از مقام و مرتبهی بلند و والایی سرچشمه میگیرد. هر فردی که در دلش آرزوی زیبایی و بلندی قد دارد، به چنین سخنانی گوش میسپارد.
هوش مصنوعی: هر کس که در کوی تو، خاری برپا کند، هرگز به لذت و زیبایی گلهای بهشت نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به خوبیها و زیباییهای انسانهای نیکو احترام بگذارد، شایسته است که برای آنها تاج و مقام بگذارد، زیرا آنچه که برای نیکویی و شایستگی لازم است، در وجودشان آماده و فراهم است.
هوش مصنوعی: کسی که به آینده فکر میکند و عاقبتنگر است، باید در تصمیمگیریهای امروز خود به پیامدهای فردا توجه داشته باشد.
هوش مصنوعی: در همه گلزارهای جهان، بلبل تنهاست و در دل خود همیشه درد و رنجی از خارها دارد که به خاطر عشق به گلهای زیبا احساس میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترکم امروز مگر رای تماشا دارد
که برون آمده آهنگ بصحرا دارد
طره چون غالیه گرد سمنش حلقه زده
خه بنام ایزد یارب که چه سودا دارد
لعل شکر شکنش پرده مرجان سازد
[...]
گل ز خرگاه چمن روی به صحرا دارد
سر می خوردن آن خرگه مینا دارد
سبزه چون تازگی افزود به سر سبزی سال
گلبن فتح مَلک سرّ ثریا دارد
تاج بخش ملکان شاه جوانبخت جوان
[...]
باز گل جلوهکنان روی به صحرا دارد
نوجوان است سر عیش و تماشا دارد
خار در پهلو و پا در گل و خوش میخندد
لطف بین کین گل نورستهٔ رعنا دارد
آب هر لحظه چو داود زره میسازد
[...]
آنکه منزل چو مه از برج ثریا دارد
در سخا دست چو کان و دل دریا دارد
مفخر آل کیان خسرو عادل هوشنگ
که به اقبال سکندر دل دریا دارد
آن جهانگیر جوانبخت که در روز مصاف
[...]
هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
گو درآ زود که بر دیده من جا دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.