برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
ندارد هیچ کس در بردن دلها چو او دستی
دل و جان نالد و بالد به مسجد شیخ و زاهد را
چو مالد ماه من بر ساعد از بهر وضو دستی
کسی کو شد چو من از دست یاری سینه چاک او را
رفیقی مهربان باید ، که دارد دَردخو دستی
دهد دست آن زمان یارب که بهر عهد نو کردن
سوی هم ما و جانان آوریم از هر دو سو دستی
می گلگون ز دست گلعذاران آرزو دارم
خداوندا عطا کن بر حصول آرزو دستی
به چنگ عشق شیراوژن همان صید ضعیفم من
که شیری بُرده باشد در تُهیگاهَش فرو ، دستی
ندارد شکوه ی کم التفاتی بر رفیق از تو،
که از مهر آنچه کم کردستی اندر کین فزودستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات دردناک و عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر از بیوفایی و فریبایی معشوق شکایت میکند و به عدم پایبندی او به وعدهها اشاره میکند. او از رنجی که عشق به او میدهد صحبت میکند و از حسرت و تنهایی ناشی از جدایی با دل شکسته میگوید. همچنین، شاعر به پیری و کمیاب بودن افرادی مانند خودش در دنیا اشاره میکند و از بیکسی و جستجوی واقعی عاشقان خداوند پردهبرداری میکند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که چگونه معشوق رابطهها را ترک میکند و ترجیح میدهد که در هجران بماند.
هوش مصنوعی: او به راحتی دلها را میگیرد، چون هیچکس در برابر او توانایی این کار را ندارد.
هوش مصنوعی: دل و جانم در عذابند و با فریاد به مسجد میروم، در حالی که زاهد و شیخ را تنها به خاطر دلبستگی به مال میپرستند. مثل ماهی که بر آرنجم میدرخشد، در هنگام وضو دستم را با ظرافت میشویم.
هوش مصنوعی: کسی که مثل من از محبت یاری دلش شکسته شده، باید رفیقی مهربان داشته باشد که درک درد و رنج او را داشته باشد و بتواند به او کمک کند.
هوش مصنوعی: زمانی که برای تجدید عشق و پیمان به یکدیگر دست یاری میزنیم، یارب، کاش بتوانیم از هر دو طرف، به سوی معشوق و خودمان، دستی دراز کنیم.
هوش مصنوعی: از دست گلهای سرخ آرزو دارم، ای خدا، لطف کن و دستی به سوی تحقق آرزوی من دراز کن.
هوش مصنوعی: من در دام عشق به سر میبرم و همچون صید ضعیفی هستم که گویی شیر آن را در مکانی خالی و دوردست به چنگ آورده است.
هوش مصنوعی: دوستت از کم توجهیهای تو ناراحت نیست، زیرا از محبتت چیزی کم نشده و هیچ کینهای در دل ندارد که باعث شود به تو بدی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی
به چاک سینه دارد غمزه دستی، در رفو دستی
خوشا عهدی که با کوتاه دستان، لطفها بودش
حمایل داشتم در گردن آن تندخو دستی
کدامین دست، خالی داشتم تا سبحه گردانم؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.