مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی
رقیبان را دران کو پاسبان کردی نکو کردی
مرا راندی ز محفل غیر را دادی بمحفل جا
مرا غمگین و او را شادمان کردی نکو کردی
ز لطف اغیار را از جور ما را تا توانستی
توانا ساختی و ناتوان کردی نکو کردی
بزندان فراق خویش و در گلزار وصل خود
مرا و غیر را پیر و جوان کردی نکو کردی
مرا دادی نوید وصل او را نیز از وصلت
مرا ناکام و او را کامران کردی نکو کردی
ز پیش چشمم ای سرو روان رفتی و از حسرت
ز چشم خونفشانم خون روان کردی نکو کردی
بحرف مدعی با من جفا کردی و بد گفتی
چنین گفتی نکو گفتی چنان کردی نکو کردی
نکو کردی که هم کردی جفا و هم وفا اما
جفا با من وفا با دیگران کردی نکو کردی
شدی یار رقیبان و رفیق بیدل و دین را
رفیق ناله و یار فغان کردی نکو کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس درد و تنهایی خود میگوید. ماه را که نماد زیبایی و محبت است، با بیمهری و دوری معشوق مقایسه میکند. او از داغ جدایی رنج میبرد و دلش پر از خون است. شاعر درخواست میکند که دیگران به او بدگمان نشوند و او را از خود نرانند، زیرا در سالهای گذشته نیز مورد آزمون قرار گرفته است. او به احساس ضعف و ناامیدی اشاره میکند و میگوید که فریادهایش بیپاسخ مانده و در دلش غم و اندوه فراوانی وجود دارد.
هوش مصنوعی: تو باعث شدی که من از آن درگاه محروم شوم، اما این کار تو برای رقبای من خوب بود، زیرا آنها در آنجا نگهبان شدند.
هوش مصنوعی: شما مرا از جمع دوستان بیرون کردید و به جمع دیگری وارد نمودید. من را غمگین کردهاید و او را شادمان، که کار شما بسیار نیکو بود.
هوش مصنوعی: به خاطر مهربانی دیگران، تو از ظلم ما رنج بردی و تا جایی که توانستی، ما را قوی و ناتوان کردی. این عمل تو بسیار نیکو بود.
هوش مصنوعی: به خاطر دوری از خود و به خاطر وصال با تو، هم خودم و هم دیگران را چه پیر و چه جوان تغییر دادی، و این کار شایستهای بود.
هوش مصنوعی: به من خبر وصال او را دادی، اما من را از وصالت ناامید کردی و او را خوشبخت کردی. این کار تو زیبا بود.
هوش مصنوعی: ای درخت سرو، تو که از برابر چشمانم رفتی و اکنون به خاطر حسرت، چشمانم پر از اشک و خون شده است. خوب کردی که رفتی.
هوش مصنوعی: تو با سخنانت به من ظلم کردی و بد گفتی، اما چه خوب گفتی و چه خوب عمل کردی.
هوش مصنوعی: خوب کردی که به دیگران محبت کردی و به من آسیب رساندی، اما این کارت را خوب کردهای.
هوش مصنوعی: تو به دوستان رقیب پیوستهای و با دلهای شکسته و بیخبر از دین، همدم و یار فغانها و دردها شدهای. کار خوبی کردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی
رقیبان را به قتلم شادمان کردی ، نکو کردی
به کنج کلبهٔ ویران غم نومیدم افکندی
مرا با جغد محنت همزبان کردی ، نکو کردی
ز کوی خویشتن راندی مرا از سنگ محرومی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.