خوش آن محفل که هر دم ساغر می
وی از من گیرد و من گیرم از وی
بیا نایی نوا سر کن دمادم
بیا ساقی قدح پر کن پیاپی
که خوش باشد می گلگون کشیدن
به بانگ ارغنون و ناله ی نی
نباشم شاد و خرم تا نباشد
به دستم ساغر و در ساغرم می
مشو مغرور حسن ای گل که دارد
بهار دلربائی در عقب دی
برآرم بی تو آه از سینه تا چند
ببارم بی تو اشک از دیده تا کی
رسد تا کی به گردون هایهایش
رفیق خسته را دریاب هی هی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و longing (دلتنگی) شاعر است. او به محبوبش اشاره میکند و میخواهد با یک نگاه او، دلش شاد شود. شاعر اشاره میکند که نگاهی از دور میتواند دل وی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و حتی با یک نگاه، قلبها را بشکند. او تاکید میکند که هیچ چیز نمیتواند مانع عشق و زیبایی نگاه محبوب شود و زاهدان نیز نمیتوانند از این نگاه پرهیز کنند. در نهایت، شاعر به اهمیت و قدرت نگاه در دنیای عشق و روابط انسانی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن دورهمی که هر لحظه کسی مینوشد و من نیز از آن مینوشم.
هوش مصنوعی: بیا و با نوا و آهنگ دلنشینی همراه شو، به طور مداوم بیا ای ساقی، جام را پر کن و مرتب بفرست.
هوش مصنوعی: چقدر خوب است که با آواز خوش و نغمه ی نی، به زیبایی های زندگی بپردازیم و از لذت آن بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: من وقتی شاد و خوشحالم که در دستم جامی باشد و در آن جام، شرابی ریخته شده باشد.
هوش مصنوعی: به خود نبالید و مغرور زیباییتان نشوید، زیرا زیبایی بهار در انتظار است و ممکن است شما را تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: بدون تو چقدر باید از دل آه بکشم و تا چه زمانی باید از چشمم اشک بریزم؟
هوش مصنوعی: تا کی باید به آسمان ناله و فریاد بزنم؟ ای رفیق خسته، من را دریاب و کمک کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل خندان خجل گردد بهاری
که تو رنگ از بهار و گل به آری
بسیم ومشک نازد جان ازیرا
که سیمین عارض و مشکین عذاری
نگار قندهاری قند لب نیست
[...]
پدید آورد آن را از هیولی
چهار ارکان بدین هر چار معنی
دیم یک عندلیب خوشنوائی
که مینالید وقت صبحگاهی
بشاخ گلبنی با گل همی گفت
که یارا بی وفایی بی وفائی
همای کلک تو مرغی است لاغر
که از منقار او شد ملک فربی
هر آنکس کو تو را بیند بپرسد
که این خورشید تابنده است یا نی
بسا کاخا که محمودش بنا کرد
که از رفعت همی با مه مرا کرد
نبینی زآن همه یک خشت بر پای
مدیح عنصری ماندهست بر جای
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.