منم که مهرهٔ بخت مرا گشادی نیست
به نامرادی من هیچ نامرادی نیست
من آن ز شهر خود آواره ام که افتاده
در آن دیار که بیداد هست [ و] دادی نیست
نسیم وصل طلب می کنم در آن وادی
که جز سموم جهانسوز هجر، بادی نیست
دل من و دل یارند متحد چه غمست
اگر میان من و یار اتحادی نیست
مرا، ز جور تو دائم دل غمینی هست
دمی ز لطف توام لیک جان شادی نیست
به وعده ام مفریب ای دروغ وعده، که هیچ
به وعده های دروغ تو اعتمادی نیست
مرا ز اندک و بسیار آنچه هست به عشق
به غیر صبر کمی و غم زیادی نیست
گر احتراز ز چشم بدت بود جانا
به از دعای منت هیچ ان یکادی نیست
رفیق معتقد کیش می پرستانم
مرا به مذهب زهاد اعتقادی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک پریرو اشاره میکند که نمیخواهد نام او را فاش کند. او به سوالات طرف مقابل درباره هویت و مکان این پریرو پاسخ نمیدهد و تاکید دارد که نمیخواهد بگوید او کیست. شاعر همچنین از احساسات و دلبستگی خود به این شخص سخن میگوید و بیان میکند که جمال و ویژگیهای او بر دل و جان او تاثیر گذاشته است. در نهایت، شاعر از این موضوع فرار میکند که ناشناختهها و اسرار زیبایی را میتوان ترجیح داد و از افشای آن پرهیز کرد.
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که بخت و اقبالش به خوبی باز نشده است، اما در واقع هیچ شومی و نامرادی در زندگیام وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من از دیار خود راندهشدهام به جایی که در آن ظلم و ستم زیادی وجود دارد و هیچکس نیست که به دادم برسد.
هوش مصنوعی: در جایی که تنها زخمهای جدایی و بادهای سوزان وجود دارد، من نسیم محبت و وصل را میطلبم.
هوش مصنوعی: دل من و دل محبوبم بسیار به هم نزدیکاند، پس چه تعجبی دارد اگر میان من و او هیچ توافقی وجود نداشته باشد؟
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلم تو همیشه دلگیر و غمگین هستم، حتی اگر لحظاتی از رحمت تو بهرهمند شوم، اما جانم هیچ شادی ندارد.
هوش مصنوعی: به من دروغ نگو، ای وعدههای فریبنده، زیرا که به وعدههای دروغین تو هیچ اعتمادی ندارم.
هوش مصنوعی: مرا در برابر چیزهایی که هست، چه کم و چه زیاد، عشق به غیر از صبر کم و غم زیاد نمیآورد.
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبتت از چشم زخم دور بماند، عزیزم، این بهتر است از هر دعای تو.
هوش مصنوعی: دوست من که به مذهب و آیین پرستش متعهد است، نمیتواند مرا به اعتقادات زاهدان و راغبان به دنیا پایبند کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منم که حاصل من غیر نامرادی نیست
درخت بخت مرا برگ عیش و شادی نیست
ز فسحت دو جهان خاطرم به تنگ آمد
فراغت دل مجنون بهیچ وادی نیست
چون برق میگذرد عمر بر فروز از وی
[...]
ز ماسوا به سوای تو اعتمادی نیست
به غیر کف جوادت دگر جوادی نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.