گنجور

 
رفیق اصفهانی

ز می نام و نشان تا هست باقی

من و میخانه و مینا و ساقی

خوشست از دست خوبان صفاهان

می شیرازی و رطل عراقی

علاج تلخکامان چون ندارند

نکورویان به این شیرین مذاقی

به غیر من ترا مهر و وفا چند

بود آن دایمی این اتفاقی

چو در کوی توام ره نیست گردد

میسر با توام چون هم وثاقی

رفیق از فرقت جانان ازین پس

نگوید جز غزل‌های فراقی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عراقی

الا قم، واغتنم یوم التلاقی

و در بالکاس وارفق بالرفاقی

بده جامی و بشکن توبهٔ من

خلاصم ده ازین زهد نفاقی

مشعشعة اذا اسکرت منها

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
اوحدی

ترا خود هفته‌ای شد عشق ساقی

هنوز از هفته‌ای شش روز باقی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه