به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد
به او گر عالمی گریند او بر عالمی خندد
خوشا رندی که بر نیک و بد عالم همی خندد
به او گر عالمی خندند او بر عالمی خندد
خوش آن بیدل که یارش گر زند زخم ار نهد مرهم
نه هرگز گرید از زخمی و نه از مرهمی خندد
برای خنده ی غیرم کند گریان ، روا باشد ؟
که از جور تو گرید محرمی نامحرمی خندد
به نوعی از غمم شاد است یار من که پیش او
چو خندم از غمی نالد ، چو گریم از غمی خندد
شود گر از غمم غمگین و شاد از شادیم از چه
چو میگریم نمیگرید چو میخندم نمیخندد
نخندد غنچه جز فصل بهاران و لب آن گل
بود آن غنچه ی خندان که در هر موسمی خندد
ز سودای پری رویی رفیق آشفته شد گویا
که چون دیوانگان دایم همی گرید، همی خندد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان احساس درد و عذاب ناشی از عدم وفاداری و سستی پیمان محبوب میپردازد. او از عشق و دوستی خود سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که هیچکس مانند محبوب او در عالم وجود ندارد. همچنین به این موضوع میپردازد که دیگران نیز نمیتوانند به دل او نزدیک شوند و تنها او در این حسرت و تنهایی باقی مانده است. اشعار حاکی از ناامیدی و احساس گمگشتگی او در روابط انسانی است.
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصی شاد و خوشحال اشاره شده که به رغم تمام غمها و مصیبتهای دنیا، همیشه لبخند میزند. حتی اگر دیگران در حال گریه باشند، او به خاطر شادیاش به زندگی رو به جلو نگاه میکند و نمیگذارد غمها بر او تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال انسانی که به نیکیها و بدیهای دنیا میخندد. اگر همه به او بخندند، او نیز به همه میخندد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال عاشقی که اگر محبوبش او را مجروح کند، حتی اگر او درمان هم بگذارد، هرگز نمیگرید و بر عکس با شادی و لبخند به زندگی ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: آیا جایز است که من برای خندهی دیگران زار زار بگریم؟ در حالی که از ظلم تو، کسی که به من نزدیک است و محرمانه است، در حال گریه است و کسی که غریبه است به مسخره خندهای سر میدهد؟
هوش مصنوعی: یار من به نوعی از غمم خوشحال است؛ چون وقتی من میخندم، او از غم ناله میزند و وقتی که من گریه میکنم، او میخندد.
هوش مصنوعی: اگر از غم من کسی غمگین شود و از شادیم شاد، پس چرا وقتی که میگریم کسی نمیگرید و وقتی میخندم کسی نمیخندد؟
هوش مصنوعی: غنچه تنها در فصل بهار میخندد و آن گل، غنچهای است که در هر فصلی شاداب و خندان است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی به خاطر عشق و محبت به معشوق خود به شدت دچار اضطراب و آشفتگی شده است. او گویی مانند یک دیوانه دائم در حال گریه و خنده است؛ یعنی احساساتش به شدت متغیر و غیر قابل کنترل است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
در آن گلشن گلی بر گلبن دیگر نمیخندد
ز عشرت زان گریزانم که از غم گریم ایامی
در این محفل به کام دل دمی گر بیغمی خندد
نشاطانگیز آفاق است اگر صاحبدمی خندد
که گر صاحبدمی چون صبح خندد عالمی خندد
ندارد گر دلم بیم و امید هجر و وصل او
چرا چون شمع در بزمش دمی گرید دمی خندد
ز عشقت ناخوش و خوش بانشاط و الفتم چندان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.