گنجور

 
رفیق اصفهانی

گر ناله ی زارم اثری داشته باشد

شام شب تارم سحری داشته باشد

جایی نکند غیر سر کوی تو پرواز

گر مرغ دلم بال و پری داشته باشد

گر داد ز من داشته باشد عجبی نیست

هر کس چو تو بیدادگری داشته باشد

ای محرم خلوت مکنش منع غریبی

گر دیده به دیوار و دری داشته باشد

باشد به منش لطفی و ترسم که مبادا

این لطف نهان با دگری داشته باشد

در رهگذر او بسپارید به خاکم

تا بر سر خاکم گذری داشته باشد

آن کز خبرش حال رفیق است پریشان

ای کاش ز حالش خبری داشته باشد

 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
sunny dark_mode