چه می در جام من پیر مغان کرد
که در پیرانه سر بازم جوان کرد
نه دربانم جدا زان آستان کرد
جدا زان آستانم آسمان کرد
گمان بد به من آن بی وفا برد
مرا آن بی وفا چون خود گمان کرد
دمی کان رشک سرو و غیرت گل
به عزم سیر جا در گلستان کرد
چو بلبل گل از آن رخ ناله برداشت
چو قمری سرو از آن قامت فغان کرد
هزاران روز شب کردی به اغیار
شبی هم روز با ما می توان کرد
مزن بر ما به رندی طعنه ای شیخ
ترا هر کس چنین، ما را چنان کرد
رفیق این دولت من بس، که بختم
گدای درگه پیر مغان کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تنهایی و غم ناشی از بیوفایی یار اشاره میکند. او میگوید که یار او نه سر یاری دارد و نه دلداری. شبها دچار مستی و غفلت است اما روزها خبری از هوشیاری و آگاهی ندارد. شاعر در ابتدا فکر میکرد که یار وفادار است ولی به زودی متوجه میشود که او فقط به جفا و بیوفایی مشغول است. او از کسی که چنین رفتاری دارد، انتظار وفاداری نداشته و در نهایت میفهمد که فروغ عشقش باعث شده که از خواب و بیداری خود غافل شود.
هوش مصنوعی: در جام من، چیست که آن میپیشکش کرده پیر مغان، که مرا در سن پیری دوباره جوان کرده است؟
هوش مصنوعی: من نه نگهبان آن درگاه هستم و نه از آنجا جدا میشوم، چرا که آن درگاه برای من به آسمانی مبدل شده است.
هوش مصنوعی: او به من بدگمانی کرد و با این بدگمانی، دل مرا شکسته و از خود دور کرد. چون خودش هم به من شک داشت، مرا از خود راند.
هوش مصنوعی: مدتی که سرو به زیبایی و گل به شرافت خود میبالید، به قصد گردشی در گلستان، اقدام کرد.
هوش مصنوعی: بلبل وقتی که جمال گل را دید، نالهای سر داد و قمری نیز از زیبایی قامت سرو زاری کرد.
هوش مصنوعی: سالیان زیادی را به سرکردن با دیگران گذراندی، اما میتوان یک شب را هم به خوش گذرانی با ما اختصاص داد.
هوش مصنوعی: به ما به دلیل رندی و زیرکی طعنه نزن، زیرا هر کسی که چنین کند، ما هم به شکل خاصی برخورد کردهایم.
هوش مصنوعی: دوست من، همین که سرنوشت من را به خدمت درگاه پیر مغان درآورد، کافی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نخستین جوهر روحانیان کرد
که او را نز مکان و نز زمان کرد
شوانم خواب در مرز گلان کرد
گلم واچید و خوابم را زیان کرد
باغبان دید که مو گل دوست دیرم
هزاران خار بر گل پاسبان کرد
چو طالع موکب دولت روان کرد
سعادت روی در روی جهان کرد
بزیر بالش آن زن نهان کرد
که یعنی خون زن نامهربان کرد
از آن بخشش که دامانش گران کرد
ره آوردی به مسکینان روان کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.