گنجور

 
رفیق اصفهانی

طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست

بلبل چو مست شد، به غم آشیانه نیست

آن مرغ را که غیر قفس آشیانه نیست

خوشتر ز آه و ناله به رود و ترانه نیست

جائی ز حسن و عشق فسون و فسانه نیست

کانجا فسانه من و تو در میانه نیست

بنمای خال و خط که پی صید مرغ دل

خوشتر ازین و بهتر از آن دام و دانه نیست

جز داستان عشق مخوان، کاهل درد را

زان خوبتر حکایت و زین به فسانه نیست

در بَر و بحر عشق منه بی دلیل پا

کانرا کناره ای نه واین را کرانه نیست

مستی بریز، خونم اگر می کشی مرا

کز بهر قتل من به ازاینت بهانه نیست

بر آستان تست نه تنها سر رفیق

سر نیست در جهان که براین آستانه نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
وطواط

ای شاه، جز دل تو خرد را خزانه نیست

جز درگه تو تیر امل را نشانه نیست

هست این ستانه مأمن احرار و کی بود

ایمن کسی که در کنف این ستانه نیست

از تو مرا جفای زمانه جدا فگند

[...]

میبدی

مرد یگانه را سر عشق میانه نیست

عشق میانه در خور مرد یگانه نیست‌

یا عشق یا ملامت یا راه عافیت

جز جان مرد تیر بلا را نشانه نیست‌

گر عاشقی سپر را بر روی آب دار

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از میبدی
امیرخسرو دهلوی

ناوک زنی چو غمزه او در زمانه نیست

چون جان من خدنگ بلا را نشانه نیست

دیوانه گشت خلق و به صحرا افتاد، ازانک

در شهر بی حکایت تو هیچ خانه نیست

جز با خط تو عشق نبازند عاشقان

[...]

اهلی شیرازی

ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست

خوشتر ز صورت تو درین کارخانه نیست

از زخم تیرتست مرا استخوان سفید

مت کشته توایم و ازین به نشانه نیست

شیرین حکایتی است که هر چند کوهکن

[...]

صائب تبریزی

یک آفریده از ته دل شادمانه نیست

فرقی میان پیر و جوان زمانه نیست

خاری که در دلم نخلد چون زبان مار

در آشیانه من بی آب و دانه نیست

خمیازه نشاط بود خنده اش چو صبح

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه