گل خوار بود چو خار بی تو
باشد چو خزان بهار بی تو
شادی برد از دل و غم آرد
سرو و گل لاله زار بی تو
تو گل به کنار کرده بی ما
ما کرده ز گل کنار بی تو
دست تو به خون ما نگارین
وز خون رخ ما نگار بی تو
تا بی تو چرا نمی دهم جان
هستم ز تو شرمسار بی تو
باشد اگر اختیار با من
مردن کنم اختیار بی تو
چون گل تو عزیز بی رفیقی
چون خار رفیق خوار بی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عاشقانه و دردجدایی سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر دلش مینویسد، و اینکه چگونه او را تحت تأثیر قرار داده و دلش را گرفته است. او از ضعف خود در برابر قدرت معشوق سخن میگوید و ناتوانی در تحمل فراق را بیان میکند. در نهایت، شاعر از عدم توانایی در بودن بدون فکر معشوق و شدید بودن احساساتش صحبت میکند.
هوش مصنوعی: گل در سایه و محبت تو زندگی میکند، اما اگر تو نباشی، زندگیاش مانند خزان خواهد شد و از زیبایی و شادابی بیبهره میماند.
هوش مصنوعی: از دل من شادی دور شده و در غیاب تو، همه چیز، از جمله سرو و گلهای لاله به غم و اندوه رسیده است.
هوش مصنوعی: تو به گل لب ساحل نشستهای و ما از دور به تو فکر میکنیم، دوری تو مانند فاصلهای است که بین گل و کنار ساحل وجود دارد.
هوش مصنوعی: دست تو باعث رنگینتر شدن خون ما شده و از خون چهره ما نیز در غیاب تو، نقاشی شده است.
هوش مصنوعی: چرا جانم را برای تو قربانی نکنم؟ من که بدون تو شرمنده هستم.
هوش مصنوعی: اگر اختیار با من باشد، بدون تو میمیرم و تصمیم میگیرم که در غیاب تو زندگیام را به پایان برسانم.
هوش مصنوعی: اگر تو مانند گلی با ارزش و نگینی در زندگیام باشی، تنهایی سخت است و چون خار، رفیق بیارزشی در کنارت هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دارم به چمن چه کار، بی تو
نشناسم گل زخار، بی تو
فریاد که خوش فرو گرفته
ما را غم روزگار بی تو
یعقوب صفت جهان روشن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.