بخشم از من گذر کردی و رفتی
چه وه بود اینکه سر کردی و رفتی
ز فکر رفتنت آشفته بودم
مرا آشفته تر کردی و رفتی
خبر کردی مرا از رفتن خویش
ز خویشم بی خبر کردی و رفتی
نکرد آن با پدر یوسف ز رفتن
که با من ای پسر کردی و رفتی
چه بد دیدی ز وضع من که با من
چنین قطع نظر کردی و رفتی
نه تنها عزم رفتن کرد جانها
تو چون عزم سفر کردی و رفتی
رفیق و ترک تو کردن محالست
تو ترک او اگر کردی و رفتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد جدایی و رنج فراق محبوب سخن میگوید. او بیان میکند که با رفتن معشوق، به شدت آشفته و ناراحت شده و این جدایی او را بیشتر در عذاب میگذارد. شاعر به یار یادآوری میکند که خبر رفتن خود را به او داده، ولی در عین حال او را از احساساتش بیخبر گذاشته است. دلتنگی و دشواری ترک یار برای شاعر غیرقابل تحمل است و در نهایت، عشق و دوستیاش را غیرقابل قطع میداند.
هوش مصنوعی: تو از کنار من گذشتی و رفتی، ای کاش نمیرفتی و در کنارم میموندی.
هوش مصنوعی: من به خاطر رفتن تو در شرایط آشفتهای به سر میبردم، اما تو با رفتنت اوضاع مرا حتی بیشتر به هم ریختی.
هوش مصنوعی: تو مرا از رفتنت آگاه کردی، اما من از خودم بیخبر شدم و تو رفتی.
هوش مصنوعی: یوسف وقتی از پدرش جدا شد، به خاطر رفتن به مصر بود، اما تو بدون هیچ دلیلی و با من به این راحتی رفتی.
هوش مصنوعی: چرا از وضع من اینقدر بد برداشت کردی که اینگونه بیتوجهی کردی و ترکام کردی؟
هوش مصنوعی: تو به سفر رفتی و با این کار جانهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دادی.
هوش مصنوعی: دوست داشتن و رها کردن تو غیرممکن است. حتی اگر خودت او را رها کنی و بروی، باز هم نمیتوانی او را فراموش کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.