چنان گشته کامم ز ایام تلخ
که شهدم چو زهر است در کام تلخ
چو ناکامی است این که گر کام من
بود صبح شیرین شود شام تلخ
اگر شهد نوشم شود همچو زهر
به کام من درد آشام تلخ
کند تا کند دلبرم تلخ، کام
لب شکرین را به دشنام تلخ
از آغاز شد گرچه عشاق را
می و ساغر و باده و جام تلخ
از آن ساغر و جام تا این زمان
چو من تلخکامی نشد کام تلخ
بود عشق آن به که باشد رفیق
در آغاز شیرین در انجام تلخ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود صحبت میکند و به توصیف رنگ و چهرهی او میپردازد. او میگوید که دلخواهی و دلکش بودن معشوقش او را به شدت مجذوب کرده و همه چیز از جمله حالت و حالش تحت تأثیر زیبایی اوست. شاعر از عواطفی چون غم و آتش در سینهاش سخن میگوید که ناشی از عشق اوست و به خاطر رفتارهای نادانسته معشوقش، در عذاب است. او با تأکید میکند که حتی اگر از ستم معشوقش رنج ببرد، باز هم این همه درد را به خاطر عشق و زیبایی او تحمل میکند. در نهایت، اشارهای به عدم دسترسی به کمک از دیگران دارد و تنها دلخوشیاش زیبایی معشوقش است.
هوش مصنوعی: به قدری از روزهای تلخ و ناگوار خستهام که شیرینی زندگیام همچون زهر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر به خواستهام نرسم، این ناکامی باعث میشود که روز شیرین من به شب تلخی تبدیل شود.
هوش مصنوعی: اگر سرمست از شیرینی زندگی شوم، اما آن شیرینی به تلخی و درد من منجر شود، مانند زهر خواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی معشوقم دلش تلخ است، نمیتوانم کام شیرین لبهایم را با سخنان تند و تلخ دیگران خراب کنم.
هوش مصنوعی: عشق از ابتدا با نوشیدنیها و حال و هوای شاد آغاز شده، حتی اگر این نوشیدنیها تلخ باشند.
هوش مصنوعی: از زمانی که آن میجام و ساغر بوده تا اکنون، هیچکس نتوانسته به اندازه من طعم تلخی را تجربه کند.
هوش مصنوعی: عشق بهتر است که از همان ابتدا با دوستی آغاز شود، هرچند در پایان ممکن است تلخ و ناخوشایند باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.