گنجور

 
رفیق اصفهانی

من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان

ناتوانند از فراق او بسی پیر و جوان

با چنین رخسار زیبا و قد رعنا اگر

در چمن گردد اگر یک روز آن سرو روان

از رخش هم گل شود شرمنده و هم نسترن

وز قدش هم سرو گردد منفعل هم ارغوان