به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
که پیش روی تو مردن هزار بهتر ازین
سگ تو یار من و کوی تو دیار من است
چه یار بهتر ازین و دیار بهتر ازین
ز مهر و مه شب و روزم چه سود بی تو که هست
شب سیه به ازین روز تار بهتر ازین
مرا که صید توام پاس دار بهتر ازین
که در کمند نیفتد شکار بهتر ازین
سواره می روی و خلق می نمایندت
بیکدگر که نباشد سوار بهتر ازین
به بزم وصلم و از رشک غیر می گویم
که درد هجر و غم انتظار بهتر ازین
رفیق شهر پر و شهریار پر دیدم
نه شهر دیدم و نه شهریار بهتر ازین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به احساس غم و فراق از یاری جوان اشاره میکند و بیان میکند که این فقدان نه تنها او را، بلکه بسیاری دیگر را نیز ناتوان کرده است. او زیبایی و قامت دلربای محبوب را توصیف میکند و میگوید اگر روزی این جوان در چمن حاضر شود، حتی گلها و نسترنها نیز از زیباییاش شرمنده خواهند شد و قد او، سرو و ارغوان را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد.
هوش مصنوعی: در طول عمرم هیچ وقت از تو جدا نیستم و خوشحالم که اگر بخواهم بمیرم، این مرگ در حضور تو هزاران بار بهتر از زندگیام خواهد بود.
هوش مصنوعی: سگ تو دوست من است و محله تو سرزمین من به حساب میآید. چه دوستی بهتر از این و چه سرزمینی میتواند از این بهتر باشد؟
هوش مصنوعی: با محبت و زیبایی که در شب و روز وجود دارد، چه فایدهای دارد که تو در کنارم نیستی؟ به راستی که شب تیره و سیاه بهتر از این روز تیره و غمانگیز است.
هوش مصنوعی: من که اسیر عشق توام، بهتر از این از من مراقبت کن که شکار بیفتد در دام، بهتر از این نیست.
هوش مصنوعی: شما در حال حرکت هستید و مردم شما را به یکدیگر نشان میدهند و میگویند که هیچ سوارهی بهتری از شما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من در جشن وصالت شرکت کردهام و حسادت دیگران را به خاطر میآورم و میگویم که درد جدایی و غم انتظار برای وصال تو، از همه اینها بهتر است.
هوش مصنوعی: دوست من، در این شهر پرجمعیت و در میان حکمرانانش، هیچکدام را بهتر از این ندیدم. نه این شهر را و نه این حکمران را.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بود خیال تو یارم چه یار بهتر ازین
وفا به عهد تو کارم چه کار بهتر ازین
چو بت پرست رخت دید گفت نامده است
بتی زکارگه بت نگار بهتر ازین
رقیب را به ستم روزگار از تو برید
[...]
من و تخیل حسنت، چه یار بهتر ازین؟
بغیر عشق چه ورزم؟ چه کار بهتر ازین؟
بروزگار شدی یار من، بحمدالله
دگر چه کار کند روزگار بهتر ازین؟
بغمزه آهوی چشمت شکار مردم کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.