به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
چه خوش بودی اگر بودی در آن کو مسکن من هم
مگو ای باغبان وصف گل و گلشن که بی آن گل
نه سیر گل هوس دارد دلم نه گشت گلشن هم
چنین کز درد هجران زار می گریم عجب نبود
که گرید بر من و بر زاری من دوست، دشمن هم
مرا خواهی بکش خواهی بسوزان شمع سان اما
که نه پروای کشتن باشد و نه بیم مردن هم
همین تار است نه بی روی تو بر من شب تیره
که تاریکست بی روی تو بر من روز روشن هم
تویی آن سرو قد گلعذار اکنون که باشد کم
چو قدت سرو در بستان چو رویت گل به گلشن هم
به دیر و کعبه با این قد و رخ گر ای صنم آیی
ز کیش خویش می آید برون زاهد، برهمن هم
صبوری پیشه کن چندی رفیق آه و فغان کم کن
کزین آه و فغان آخر تو رسوا می شوی من هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او احساس میکند که هیچکس به اندازه معشوقش در دلش جایی ندارد و به شدت به یاد او دچار اضطراب و ناراحتی است. با وجود اینکه معشوقش رفته، شاعر امیدوار است که او هرگز نتواند از یادش فارغ شود. او همچنین به قدرت چشمان معشوق اشاره میکند که او را تیره و خراب کرده و آرزو دارد که دوباره بتواند به خوبی برگردد. شاعر از نالههای خود در فراق معشوق مینالد و از بیاطلاعی او از درد و رنجش سخن میگوید. در نهایت، او از تنهایی و اندوه خود در این گلشن یاد میکند و احساس میکند که در دام عشق گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: در کوی محبوب، اگر مدعی راه و مکانی داشته باشد، چه خوشحالکننده خواهد بود اگر من هم در آنجا ساکن باشم.
هوش مصنوعی: ای باغبان، تو از زیبایی گل و باغ نگو، زیرا بی آن گل، دل من هیچگاه به زیباییهای گل و باغ نمیاندیشد و خودم هم به باغ و گلها توجهی ندارم.
هوش مصنوعی: من از درد جدایی به شدت گریه میکنم، جالب نیست که دوست من هم برای غم و اندوه من گریه کند و حتی دشمنم نیز تحت تأثیر قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی مرا بکشی یا بسوزانی، مانند شمعی که خاموش میشود، باید بدانی که نه از مرگ میترسم و نه از کشتن تو نگرانی دارم.
هوش مصنوعی: این تاریکی که به خاطر نبود تو بر من حاکم است، تنها به خاطر شب نیست؛ بلکه حتی روز روشن هم بدون حضور تو، برای من تاریک و بیروح به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: تو همان سرو زیبای گلدار هستی که هیچکس نمیتواند به قد و قامت تو در باغ مانند باشد. وقتی تو حاضر میشوی، هر گل دیگری در گلشن به چشم نمیآید.
هوش مصنوعی: اگر تو، ای محبوب، با این زیبایی و چهره به میخانه یا کعبه بیایی، از دین و مذهب خود دست میکشی و زاهد و برهمن (مذاهب دیگر) هم در برابر زیبایی تو تسلیم خواهند شد.
هوش مصنوعی: سعی کن مدتی صبر داشته باشی و از ناله و شکایت دست برداری، زیرا این نالهها در نهایت به ضرر تو تمام خواهد شد و باعث رسواییات میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم
کمند عقل بگسستی لجام نقس توسن هم
به دامن می نهفتم گریه ناگه مست بگذشتی
شدم رسوا من تر دامن و صد چاک دامن هم
تو ناوک می زنی بر جان و جان من همی گوید
[...]
ز هجرت ای مَهِ بیمهر دل نابود شد تن هم
چه بودی گر بدان دو رفته همره بودمی من هم
اگر میرم نخواهم دوخت زخم تیغ آن قاتل
ز مریم رشته گر آرند و از عیسیش سوزن هم
ز عشق صد گره در کار بود از هجر یار اینک
[...]
بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
ز پند دوست فارغ گشتم و از طعن دشمن هم
دلا، صبری کن و زین سال مرو هر دم بکوی او
کزین بی طاقتی آخر تو رسوا می شوی، من هم
ازین غیرت که: ناگه سایه او بر زمین افتد
[...]
خوش آن مستی که باشد دوست پند آموز و دشمن هم
ملامت ذره وار از در درون آید، از روزن هم
هجوم گریه لختی داد بیرون از دل گرمم
که جوی دیده آتش خیز شد، دریای دامن هم
شود گل خار ره، گر همره صدقی و گر بی او
[...]
سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
دل شوریده می نالید و ناقوس برهمن هم
نه ای هم چشم من، ای شمع محفل گریه کمترکن
سرشک از دیده می بارید با من ابر بهمن هم
تماشای گل و سنبل فریبد کی نگاهم را؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.