با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست
دارالقرار یار به جز کوی یار چیست
شد یار من سگت به از این یار کیست یار
شد کوی تو دیارم از این به دیار چیست
روزی برای وعده خلافی نکرده شب
اورا چه آگهی که شب انتظار چیست
ای کرده با حبیب شبی روز بی رقیب
رو شکر کن شکایتت از روزگار چیست
در حیرتم که با همه پیمان شکست ما
عهد تو با رقیب چنین استوار چیست
گر نیست خار خار دل بلبلش غرض
گل را به هرزه این همه الفت به خار چیست
در زیر خاک خون دلی نیست گر به جوش
این لاله ها رفیق به خاک مزار چیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او میگوید که بهترین هدیهای که میتواند به معشوقش بدهد، فقط دل و جانش است و در جواب به این سوال که دل و جان در پیش معشوق چه ارزشی دارند، دچار تردید است. او به صورت استعاری از "سرو روان" یاد میکند که نمادی از معشوق است و از رفتن آن میترسد. شاعر در فکر روزی است که بتواند به زندگی ادامه دهد، به ویژه که وعدهای از معشوق برای دیدار دوباره گرفته است. او همچنین به زاهدانی که توبه میکنند و از شراب دوری میکنند، میگوید که چهره معشوق، شایستهای فراتر از توبه و دوری از می است. در نهایت، او از دوستی خواهد گفت که در کنار او آرامشی وجود دارد و این دوستی به دورانی شگفتانگیز تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: با وجود دوست، بهشت و آرامش کجاست؟ جز در مسیر عشق و دوستی، کجا میتوان آرامش واقعی را یافت؟
هوش مصنوعی: یار من مانند سگ تو شده است؛ در این صورت، یار حقیقی کیست؟ یار من تا کوی توست، پس چه بهانهای برای دیار دیگر دارم؟
هوش مصنوعی: روزی وعدهای نداد، حالا چه خبر از شب، وقتی که دیگر انتظار بیمعنی است.
هوش مصنوعی: ای کسی که شب را با دوستت گذراندهای، در این روز بیرقیب شکرگزار باش و شکایتت از روزگار چیست؟
هوش مصنوعی: من در حیرت هستم که با وجود تمام شکستن عهد و پیمان ما، چگونه عهد تو با حریف و رقیب اینقدر محکم و قوی است؟
هوش مصنوعی: اگر درد و رنج دل بلبل نبود، آیا عشق به گل اینقدر بیمعنی و بیهدف بود که این همه محبت به خار داشته باشد؟
هوش مصنوعی: در زیر خاک، دیگر نشانی از غم و اندوه نیست. اگر این لالهها به جوش و خروش بیفتند، چه دلیلی برای اندوه دوستان بر خاک مزار وجود دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این چرخ گرد گرد کواکب نگار چیست؟
وین اختر ستیزه گر کینه کار چیست؟
هان! ای حکیم، هرچه بپرسم ترا، بگوی
تا منکشف شود که درین پود و تار چیست؟
پروردگار نفس بباید شناختن
[...]
ای باد صبحدم خبر آن نگار چیست
آخر هوای آن صنم گل عذار چیست
گر نیست میل او سوی ما همچو سرو ناز
نازش ز حد برفت همه انتظار چیست
گویند دوستان که مده دل به دست او
[...]
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست؟
هر وقتِ خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست
پیوندِ عمر بسته به موییست هوش دار
[...]
ما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟
کاری که قسمت ازلست اختیار چیست؟
چون بیوفاست غمکده دهر می بیار
بودن درین سرای دمی هوشیار چیست؟
آغاز کار دهر که دانست کان چه بود
[...]
مست آمدم به معرکه، آیین کارچیست
دشمن کدام و مطلب از کار و بار چیست
چون خار و گل ز شاخچه ی عدل می دهد
این عین تازه رویی و این شرمسار چیست
هم زهر چشم و هم نگه از باب خوبی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.