نمی شوم ز سگ کوی او جدا هرگز
که آشنا نکند ترک آشنا هرگز
به یاد او گذرد عمر ما که عمرش باد
به عمر خود نکند گرچه یاد ما هرگز
ز بخت خود شده ام خاک راه خود رایی
که از غرور نبیند به پشت پا هرگز
به بزم او نبود راه هرگزم آری
به بزم شاه نباشد ره گدا هرگز
چه طالع است کز او نشنوم بجز دشنام
به او اگرچه نگویم بجز دعا هرگز
وصال خویش که داری روا همیشه به غیر
چه کرده ام که نداری به من روا هرگز
بهای خون طلبم هرگز از تو من حاشا
شهید عشق ندانست خونبها هرگز
همیشه قبله ی حاجات من تویی اما
نمی شود ز تو یک حاجتم روا هرگز
گذاشت زنده مرا گر جداییت زین پس
نمی شوم ز تو تا زنده ام جدا هرگز
رفیق از تو نه هرگز وفا نمی بیند
وفا ندیده کسی از تو بی وفا هرگز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسی عمیق و دردناک از عشق و زیبایی است. شاعر به زیبایی چشمها و نگاههای یک کلاهدوز اشاره میکند و از تأثیر عمیق آن نگاهها بر دلش میگوید. او احساس میکند که هر بار که به چهره آن شخص مینگرد، دلش به تپش میافتد و احساس افسردگی میکند. کلاهدوز با زیباییاش، همچون سرو و ماه، دل شاعر را ربوده و او را در عذاب نگه داشته است. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که زیبایی به تنهایی کافی است و گواهی بر نیکی و خوبی شخصی به نام کلاهدوز است. در نهایت، او از اینکه بدون زینت و زیبایی (مثل کلاه) تنها مانده، ابراز افسوس میکند و این را نه به گناه خود، بلکه به غم عشق نسبت میدهد.
هوش مصنوعی: هرگز از محبت و نزدیکی به او جدا نخواهم شد، چرا که هرگز نمیگذارم حتی آشنایانم را ترک کنم.
هوش مصنوعی: عمر ما به خاطر یاد او میگذرد، همانطور که عمر او برای همیشه ادامه دارد، اما او هرگز به یاد ما نیست.
هوش مصنوعی: به خاطر بختم به جایی رسیدهام که فقط به زمین خودم نگاه میکنم و کسی که به خاطر غرور خودش به دیگران توجه نمیکند، هرگز به عواقب کارهایش پی نخواهد برد.
هوش مصنوعی: در محفل شاه، هرگز برای گدا راهی وجود ندارد و او نمیتواند وارد آنجا شود.
هوش مصنوعی: چه تقدیری دارم که جز دشنام به او نمیشنوم، حتی اگر من فقط دعا کنم و چیزی نگویما.
هوش مصنوعی: درخواست تو برای وصالی که مختص خودت است همیشه مطرح است، اما من نمیدانم چه کردهام که این محبت از سوی تو نصیبم نمیشود.
هوش مصنوعی: من هرگز از تو نمیخواهم که بهای خونم را بپردازی، چون شهید عشق هیچ گاه خونش را بها نمیگیرد.
هوش مصنوعی: تو همیشه مقصد و آرزوی من هستی، اما هیچگاه نمیتوانم از تو درخواست کنم و خواستهام برآورده شود.
هوش مصنوعی: مرا زنده نگه داشتهای، پس از این جداییات به من لطمه نمیزند. تا زمانی که زندهام، هرگز از تو جدا نخواهم شد.
هوش مصنوعی: دوست تو هرگز وفا نمیبیند و کسی که وفا ندیده باشد، هرگز نمیتواند از تو وفاداری انتظار داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو درنیافتهای لذت وفا هرگز
دلت به مهر نگردیده آشنا هرگز
همه فرایض جور و جفا به جای آری
نمی شود ز تو بدعهدی قضا هرگز
به هر بلا که کنی مبتلا ملاطفتست
[...]
نبسته ای گره عهد برقبا هرگز
نرفته ای به سروعده وفا هرگز
همیشه گرچه درآیینه خانه می گردی
ندیده ای رخ خود سیراز حیا هرگز
عیارجنبش مژگان او چه میدانی؟
[...]
بر اهل ترک، نکرده است غم جفا هرگز
گزند خار ندیده است پشت پا هرگز
چو روی آیینه است آن جهان و، این یک پشت؛
ز پشت آینه، ای دل مجو صفا هرگز!
بزیر چرخ، مکن ریشه أمل محکم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.