گنجور

 
رفیق اصفهانی

بود هر درد را درمان شکی نیست

ولی دردا که درد من یکی نیست

به راه عشق رو گر مرد راهی

کز این به سالکان را مسلکی نیست

به هر تارک بود آن خاک در تاج

ولی این تاج بر هر تارکی نیست

به قتل من چه حاجت ناوک آن

که تیر غمزه کم از ناوکی نیست

خوشم با مجلس مستان که آنجا

بزرگی را جدل با کوچکی نیست

رفیق از غم به صورت کو چه پیر است

به دل کودک‌تر از وی کودکی نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

که غم در هر دو عالم جز یکی نیست

یقینست آنچه می‌گویم شکی نیست

مشاهدهٔ ۱۴ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
ابن یمین

جهان از بهر یکتن نیست تنها

یقین میدان درینمعنی شکی نیست

مپنداری که هر جا هست تاجی

ز بهر آن مهیا تارکی نیست

سلامت با قناعت توأمانند

[...]

شیخ محمود شبستری

هر آن کس را که اندر دل شکی نیست

یقین داند که هستی جز یکی نیست

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از شیخ محمود شبستری
شاه نعمت‌الله ولی

حقیقت در دو عالم جز یکی نیست

یکی هست و در آن مأوا شکی نیست

جامی

مؤثر در وجود الا یکی نیست

درین حرف شگرف اصلا شکی نیست

ولی جز زیرکان این را ندانند

دریغا زیر گردون زیرکی نیست

جمال اوست تابان ور نه بردن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه