دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار
خاصه بعد از مدتی هجران و عمری انتظار
از جهان رسم سفر یارب برافتد چند ازو
این بود مهجور از یار، آن بود دور از دیار
سخت باشد دوری احباب در ایام گل
صعب باشد فرقت اصحاب در فصل بهار
دیده ی بی نور را از لاله و از گل چه فیض
عاشق مهجور را با باغ و با بستان چه کار
سالم آن رنجور کش بر سر گذارد پا طبیب
خرم آن غمگین که در بر باشد او را غمگسار
قسمت اغیار سازد داغ مهجوری فلک
روزی دشمن کند درد جدایی روزگار
از غم بسیار هجران اندکی گوید رفیق
گر شمارد بر تو درد خویش تا روز شمار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساساتش در مورد دوری از یار و انتظار طولانی برای دیدار او میگوید. او با بیان یأس و ناکامی خود، به سختیهای دوری از دوستان و عزیزان اشاره میکند و میگوید که جشنها و زیباییهای طبیعت مثل گل و لاله بیمعنا هستند بدون حضور محبوب. شاعر همچنین به غم و درد جدایی اشاره میکند و بیان میکند که تنها با حضور و همدردی دیگران میتوان بر این مشکلات غلبه کرد. در پایان، او به این واقعیت اشاره میکند که حتی در اوج درد و غم، تنها میتواند از دردهای خود بگوید و آنها را برای دیگران بازگو کند.
هوش مصنوعی: دیدن پیامرسانی که خبر خوشی از محبوب را میآورد، از همه چیز خوشتر است، بهویژه پس از مدتها دوری و انتظار طولانی.
هوش مصنوعی: از جهان سفر برای من رخت برنمیبندد، چون من از یک سو دور از یارم و از سوی دیگر دور از دیار خودم.
هوش مصنوعی: دوری از دوستان در روزهای خوشایند، و جدایی از یاران در فصل زیبای بهار، بسیار دشوار است.
هوش مصنوعی: چشم بینور و نابینا از لاله و گل چه بهرهای میتواند ببرد؟ عاشق جدائیطلب چه ارتباطی با باغ و بستان دارد؟
هوش مصنوعی: آدمی که به درمان دیگران میپردازد، خود باید رنجها و سختیها را تحمل کند و از طرفی، کسی که غمگین است در کنار خود باید فردی داشته باشد که به او آرامش بدهد و از غمهایش بکاهد.
هوش مصنوعی: فلک گاهی باعث میشود که آدمی از دیگران جدا شود و به او داغ دلسوزی بزند؛ روزی هم میتواند دشمنی ایجاد کند که درد جدایی را به فرد تحمیل کند.
هوش مصنوعی: دوست از غم فراوان جدایی تنها به اندازهای صحبت میکند که اگر درد خود را برای تو بگوید، روزها را میشمارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.