بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
بپوشان روی خوب خویش از چشم بد ایشان
به حال زار من گاهی نگاهی باز خوش باشد
که خوش باشد نگاهی گاهی از شاهان به درویشان
وفا ورزیدم و آن را هنر پنداشتم عمری
ندانستم هنر عیب است در کیش جفا کیشان
نرنجم گر به جای من بد اندیشد بداندیشی
که جز اندیشه ی بد نیست آیین بداندیشان
منه ای همنشین بر زخم من مرهم که از مرهم
شود ناسورتر ریش دل مجروح دلریشان
ز جور یار و صبر خویش حیرانم چه حالست این
که گردد کم ز کم هر روز این و بیش از پیش آن
تو بر رغم رفیق از زانکه با بیگانگان خویشی
روا باشد که او بهر تو شد بیگانه از خویشان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت نیکوان (زیبا رویان) اشاره میکند و خوشیهای دیدن آنها را توصیف میکند. او از زیبایی چهره و قامت آنها و همچنین تأثیر مثبت آنها بر دل و جان خود سخن میگوید. شاعر این دیدار را همچون نیکی در زندگی میداند و احساس میکند که تلخیها و رنجها در نگاه به زیبایی نیکوان ناپدید میشوند. او به نوعی عشق و زیبایی را در مقابل سختیها و ستمها قرار میدهد و میگوید که دیدن زیبایی نیکوان بهتر از هر رقبتی است.
هوش مصنوعی: ای پسر، در نظر داشته باش که از آسیب چشم حسودان دوری کنی. بنابراین، چهرهی زیبا و دلانگیز خود را از نگاه آنها پنهان کن.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات نگاهی مهربانانه از سوی شاهان به درویشان، میتواند حال زار من را کمی خوش کند.
هوش مصنوعی: من به وفاداری ادامه دادم و آن را به عنوان هنر تلقی کردم، اما سالها طول کشید تا بفهمم که این وفاداری در مکتب کسانی که خیانت میکنند، عیب به شمار میآید.
هوش مصنوعی: اگر کسی به جای من بد فکر کند، نباید از من رنجیده شود، زیرا بدفکری فقط خاص کسانی است که جز اندیشههای منفی چیز دیگری ندارند.
هوش مصنوعی: عزیز من، دیوانهوار نخواهی شد اگر بخواهم بر زخمهای من چیزی بگذاری. چون گاهی داروی درد، خود میتواند مشکلسازتر شود و زخمهای دل غمزده را عمیقتر کند.
هوش مصنوعی: به خاطر بیوفایی یار و صبر خودم در حیرتم که چه حالتی است؛ هر روز چیزی کمتر از قبل میشود و چیزی بیشتر از قبل به وجود میآید.
هوش مصنوعی: با اینکه تو با دوستانت خوب هستی، اما رابطهات با بیگانگان هم قابلقبول است، چون دوستی که باید با تو نزدیک باشد، در واقع از نزدیکان خودت فاصله گرفته و بیگانه شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان
غم خود دور می دارم ز بزم عشرت ایشان
به جایی کاطلس شاهان نشاید فرش ره حاشا
که راه قرب یابد دلق گردآلود درویشان
مباش آن شوخ گو شرمنده ز آیین جفا کوشی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.