گنجور

 
رفیق اصفهانی

بود اگر با قد موزون آفتاب

چون تو بود ای تو به رخ چون آفتاب

ز آفتابی ماه من افزون بحسن

آنقدر کز ماه افزون آفتاب

کوه عشقت راست فرهاد آسمان

دشت شوقت راست مجنون آفتاب

در چمن سروی و در گلزار، گل

بر فلک ماهی، به گردون آفتاب

چون تو بود ای ماه از تو روی زرد

چون تو بود ای از تو دل خون آفتاب

داشت گر این طره ی شبرنگ، ماه

داشت گر این لعل میگون آفتاب

روی چون ماه تو در چشم رفیق

می نماید چون به جیحون آفتاب