دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
بخرام بر سرم که به پای تو جان دهم
خون مرا بریز که در موقف حساب
نتوانمت ز رشک به داور نشان دهم
گر جان دهم به هجر از آن به که یار را
در بزم غیر بینم و از رشک جان دهم
نامهربان مباش به من آن قدر که دل
بستانم از تو و به مه مهربان دهم
شرمنده از سگان ویم تا به کی رفیق
شبها به ناله درد سر مردمان دهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به حسرت و غم عشق خود میپردازد و از دلتنگیهایش سخن میگوید. او شب تا صبح در کوی محبوبش ناله میکند و امیدوار است که شاید این فریادها بتوانند دل او را نرم کنند. با اینکه غم او به جهان شناخته شده است، دلیلی برای پنهانسازی آن نمیبیند. او خود را به صورت یک مشت استخوان توصیف میکند که تنها در یک شب میتواند شاد باشد. شاعر دلتنگی و سوز دلم را در پیش محبوبش ابراز میکند و از جفای او میگوید که در عوض آزمایش او را برمیتابد. در پایان، او میگوید که دلش از خانقاه و مدرسه راضی نیست و تصمیم دارد مدتی در کوی مغان بماند.
هوش مصنوعی: دل چیست که من آن را به تو بسپارم، ای محبوب؟ بیا و بر من حکومت کن، چون من آمادهام جانم را در پای تو فدا کنم.
هوش مصنوعی: من را بکش تا نتوانم در روز قیامت از روی حسادت به داور نشان دهم که چه دردها و رنجهایی را متحمل شدهام.
هوش مصنوعی: اگر مجبور شوم جانم را به خاطر دلتنگی از معشوق بدهم، بهتر است که او را در مجلس دیگری ببینم و به خاطر غیرت و حسادت جانم را فدای کنم.
هوش مصنوعی: به من آنقدر بیرحم نباش که قلبم را از تو بگیرم و عشق و محبت را به دیگری بدهم.
هوش مصنوعی: من از سگان خودم شرمندهام و نمیدانم تا کی باید شبها به درد و ناله مردم گوش دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.