ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
کنم یکبارگی خود را فراموش
چو گل پیراهنم چاکست چون نیست
در آغوش من آن سرو قباپوش
دهد از خضر و آب زندگی یاد
خط سبزش به گرد چشمه ی نوش
شب قدر است و روز عید با هم
سیه شام خط و صبح بناگوش
فراموشش مکن آن را که دانی
نخواهی گشتنش هرگز فراموش
من از غم سر به روی دوش دارم
نشسته با رقیبان دوش بر دوش
خورم خون من رفیق از رشک و باشد
به بزم مدعی یارم قدح نوش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او به یاد یاری که به سراغش نیامده، بر خاک درش نشسته و ابراز نارضایتی میکند. اگرچه معشوق او زیبا و با جزئیاتی جذاب است، شاعر احساس میکند که بدون زر و سیم، نمیتواند به او دست یابد. شبها با نالههایش در پی جلب توجه نسیم سحر است. شاعر حس میکند که معشوقش به او نگاهی نهان انداخته و به او امیدواری میدهد. او میگوید که اگر روزی معشوقش بر سر خاک شهیدان گذر کند، انتظار دارد که شوقش برانگیخته شود. در پایان، از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود و او را دور نکند، زیرا او همچون سگی وفادار در مسیرش ایستاده است.
هوش مصنوعی: اگر یک بار تو را در آغوش بگیرم، تمام دغدغهها و مشکلات زندگیام را فراموش میکنم.
هوش مصنوعی: مثل گل، پیراهنم چاک شده؛ چون آن سرو قامت نازنین در آغوشم نیست.
هوش مصنوعی: خضر و آب حیات یادآور خط سبز اوست که بر گرد چشمهی نوشیده شده نقش بسته است.
هوش مصنوعی: شب قدر است و روز عید با هم جمع شدهاند، شب تاریک و غمانگیز و صبح روشن و دلانگیز به هم آمیختهاند.
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش کسی را که میدانی هرگز فراموشش نخواهی کرد.
هوش مصنوعی: من به خاطر غم و اندوهم، بار مشکلات را بر دوش میکشم و در کنار رقبای خود، این بار را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر حسادت و رقابت با دوستانم رنج میبرم و در دورهمیهای دیگران، یارم مشغول نوشیدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بود زودا، که آیی نیک خاموش
چو مرغابی زنی در آب پاغوش
چو شاهِ روم بود آن رویِ نیکوش؛
دو زلفش پیشِ او چون دو سیهپوش.
چه رسمست آن نهادن زلف بر دوش
نمودن روز را در زیر شبپوش
گه از بادام کردن جعبهٔ نیش
گه از یاقوت کردن چشمهٔ نوش
برآوردن برای فتنهٔ خلق
[...]
خداوندا زدوران زمانه
دلم از غصه چون دیگ است در جوش
همی سوزد جهان هر ساعتم دل
همی مالد فلک هر لحظه ام گوش
دراین فکرت چگونه خوش بود دل
[...]
چو زخمه راندی از کین سیاوش
پر از خون سیاوشان شدی گوش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.