خوشا روزی و حبذا روزگاری
که یاری نشیند به پهلوی یاری
بتن ناتوان و بدل بی قرارم
که از درد یاری و داغ نگاری
تن ناتوانم ندارد توانی
دل بی قرارم ندارد قراری
مپرس از شب و روز من کز غم تو
دل خسته ای دارم و جان زاری
چه پرسی ز کارم که دور از تو دارم
نه جز گریه شغلی نه جز ناله کاری
برآید امید تو امید گاها
برآری گر امید امیدواری
رفیق از گل و سروم آسوده دارد
بت سروقدی مه گلعذاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیمحبتی و دوری معشوق خود به شدت رنج میبرد. او طولانی بودن روزها و شبهای تاریک را توصیف میکند و از عذاب هجران و دوری میگوید. شاعر به معشوقش میگوید که جز عشق و وفا گناهی ندارد و از او میخواهد که از جفایش بکاهد. او به شدت دلتنگ است و هر لحظه از درد و غم گرفتار است. در آخر، شاعر آرزوی دیدن چهره محبوبش را دارد و به حسرت کلام و نگاه معشوقش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خوشا به آن روز که دوستی در کنار دوستش قرار بگیرد و در کنار هم باشند.
هوش مصنوعی: من دلی شکست خورده و آرامش از دست رفتهای دارم که به خاطر درد فراق و یاد خاطراتی شیرین میسوزد.
هوش مصنوعی: بدن ناتوان من قدرتی ندارد و دل ناآرامم آرامشی نمییابد.
هوش مصنوعی: از حال و روز من نپرس، زیرا از غم تو دلbroken و جانم در حال زاری است.
هوش مصنوعی: از من چه میپرسی که بدون تو جز گریه کردن کاری ندارم و فقط ناله میزنم.
هوش مصنوعی: اگر به امید تو، امیدی تازه بیافری، باید بارها و بارها در دل خود امید ایجاد کنی.
هوش مصنوعی: دوستی از گل و عطر خوش آن آرامش دارد، همانگونه که معشوقی با قامت زیبایش آرامش را به چهره گُل گلاب میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه نیکو سخن گفت یاری به یاری
که تا کی کشم از خُسُر ذل و خواری
دل من همی جست پیوسته یاری
که خوش بگذراند بدو روزگاری
شنیدم که جوینده یابنده باشد
به معنی درست آمد این لفظ باری
بتی چون بهاری به دست من آمد
[...]
ایا دیده تا روز شبهای تاری
بر این تخت سخت این مدور عماری
بیندیش نیکو که چون بیگناهی
به بند گران بسته اندر حصاری
تو را شست هفتاد من بند بینم
[...]
بتی را که بودم بدو روزگاری
جدا دارد از من بد آموزگاری
نداند غم و درد هجران یاران
جز آن کازموده است هجران یاری
اگر هرکسی طاقت هجر دارد
[...]
ز فردوس با زینت آمد بهاری
چو زیبا عروسی و تازه نگاری
بگسترده بر کوه و بر دشت فرشی
کش از سبزه پو دست وز لاله تاری
به گوهر بپیراست هر بوستانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.