برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
ترا گفتم که ترک مدعی کن ترک من کردی
سرای غیر را عشرتسرا کردی به وصل خود
مرا از فرقت خود ساکن بیت الحزن کردی
مرا پروانه سان آتش زدی در جان و آن رخ را
که ماه محفل من بود شمع انجمن کردی
شکستی در دل من خار رشک و با رقیب من
به گشت گلستان رفتی و گلگشت چمن کردی
سخن با غیر می گفتی بریدی چون مرا دیدی
چه می گفتی که چون دیدی مرا قطع سخن کردی
مرا تنها نکردی در جهان آواره، خلقی را
جدا از کشور خود ساختی دور از وطن کردی
به دشت محنت و کوه بلا بس بی دل و دین را
چو لیلی ساختی مجنون چو شیرین کوهکن کردی
نکویارا نوآئین دلبرا از بهر یار نو
نکو کردی که ترک یاری یار کهن کردی؟
رفیق بینوا را ساختی با درد و غم همدم
رقیبان دغا را همنشین خویشتن کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد جدایی و ناتوانی خود در تحمل آن میگوید. او به شدت تحت تأثیر فراق قرار گرفته و میگوید که از جدایی به شدت آسیب دیده و به حسی عمیق از نقصان رسیده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که پیش از این گمان میکرده که از جدایی خواهد مرد، اما حالا این گمان برای او به یقین تبدیل شده است. او دعوت میکند تا به بوی مزارش پی ببرند که واقعاً از جدایی جان خود را داده است. شاعر تصریح میکند که نمیخواهد لحظهای بدون محبوبش زندگی کند و حتی حاضر است جانش را فدای این جدایی کند. او از محبوبش میخواهد تا هر زمان که ممکن است، به جدایی پایان دهد، زیرا او دیگر تاب جدایی را ندارد و این جدایی به گنجینهاش آسیب رسانده است. در آخر، او به حالت یأس از دوستانی اشاره میکند که با وجود جدایی نمیمیرند و این نشان از شدت جداییاش است.
هوش مصنوعی: ای کس که به من وعده وفا نکردی، من به تو گفتم که نسبت به مدعای خود بیاعتنا باشی، اما تو این وعده را نادیده گرفتی و در عمل، من را ترک کردی.
هوش مصنوعی: خانهی غیر را به مکانی خوشی و شادمانی تبدیل کردی، اما با وصالت، من را از دوری خود در منزل غم نشینی کردی.
هوش مصنوعی: تو با عشقت مانند پروانهای به آتش کشیدنی، جانم را به درد آوردی و آن چهرهای که برایم به مانند ماه در جمع دوستان بود، حالا به شمعی تبدیل شده که در محفل همه روشنایی میدهد.
هوش مصنوعی: تو با شکست دل من، باعث حسادت و غم در دل من شدی و در حالی که من ناراحت بودم، با رقیب من به باغ و چمنزار رفتی و از زیباییها لذت بردی.
هوش مصنوعی: وقتی با دیگران صحبت میکردی، صحبتت را قطع کردی، اما وقتی مرا دیدی، دیگر چه گفتی که حرفت ناگهان متوقف شد؟
هوش مصنوعی: تو مرا در این دنیای پرآشوب تنها نگذاشتی، اما برخی از مردم را به دور از سرزمین خود واداری کردهای.
هوش مصنوعی: در دشت درد و بلایا، تو همچون لیلی برای بیدل و دین، مجنون ساختی و مانند شیرین، کوهکن را دگرگون کنی.
هوش مصنوعی: ای زیبای دلبر من، چرا به خاطر محبوب تازهات، محبت و دوستی با یار قدیمیات را رها کردی؟
هوش مصنوعی: تو دوست بیچارهات را در غم و رنج تنها گذاشتی و به کسانی که به تو خیانت میکنند، نزدیکتر شدی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی
گرفتی خو بآن بیداد خو و ترک من کردی
بکام دیگران شد لعل شیرین شکر بارش
عبث تو کوهها کندی و خود را کوهکن کردی
بجز غوغای زاغ و غارت گلچین نمی بینم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.