به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
به این گمان که دل من مگر دلست هنوز
گذشت بر من و تا باز بگذرد عمریست
کز آب دیده ی من خاک ره گلست هنوز
به دور جادویی چشم او عجب دارم
که در میان سخن سحر بابلست هنوز
به لب ز جور و جفای تو جان و حیرانم
به کار دل که به سوی تو مایلست هنوز
که گفت مشکل عشق از سفر شود آسان
غریب مردم و ترک تو مشکلست هنوز
سزد که طعنه دیوانگی زند بر من
کسی که روی تو دیده است و عاقلست هنوز
رفیق مهر تو با مهر کس بدل نکند
دودل مباش که او با تو یکدلست هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییهای طبیعی و عشق سخن میگوید. او به توصیف لبان معشوق میپردازد که مانند سبزهای تازه و سرسبز است و این سبز بودن را به خوبی و زیبایی او نسبت میدهد. شاعر همچنین به شکوه و جذابیت معشوقش، که به مانند سرو و گل است، اشاره میکند و از آرزوهای خود برای در کنار او بودن سخن میگوید. او بر این باور است که محیط زیبا و وفاداری از دوستی میتواند تاثیر عمیقی بر زندگی داشته باشد. در نهایت، او میگوید که عشق و دوستی به گونهای است که میتواند به زندگی طراوت و شادابی ببخشد.
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و غم شده و اما محبوب من هنوز بیخبر از این احساسات است و فکر میکند که دل من هنوز مانند گذشته است.
هوش مصنوعی: زمان زیادی از عمر من گذشته و هنوز هم اشکهای من به خاکی که بر سر راه است، گل تبدیل نشده است.
هوش مصنوعی: من به زیبایی خاص چشم او شگفتزدهام، چون در کلام او هنوز اثری از جادو و سحر بابل وجود دارد.
هوش مصنوعی: من به خاطر بیوفایی و ظلم تو دلم پر از درد و سردرگمی است، اما با این حال همچنان به تو تمایل دارم و دلم برای تو تنگ است.
هوش مصنوعی: کسی گفته بود که مشکلات عشق با دوری و سفر حل میشود، اما هنوز برای من که دور از توام، این مشکلات برطرف نشده است.
هوش مصنوعی: شایسته است که کسی که چهره تو را دیده و هنوز هم عقلش را از دست نداده، به من که مجنون عشق توام طعنه بزند.
هوش مصنوعی: دوست تو عشق و محبتت را با عشق و محبت کسی دیگری عوض نمیکند. شک و تردید نکن که او هنوز هم با تو یکدل و همدل است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
جهان بگشتم و کوی تو منزلست هنوز
چه سود همچو صبا عرصه جهان گشتن
چو دل به سرو بلند تو مایلست هنوز
تو ای رفیق که آسودهای، قدم بردار
[...]
ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز
شکست کشتی و چشمم بساحلست هنوز
چه حالتست ندانم که بارها از دل
شدم خراب و مرا کار با دلست هنوز
ادب نهشت دریغا که بر زبان آرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.