هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا
نالان چو بلبلی که بود از چمن جدا
ای جان و تن فدای تو رفتی و می کند
جان از جدائی تو جدا ناله، تن جدا
از رشک غیر رفتم ازان کو وگرنه کس
هرگز به اختیار نشد از وطن جدا
از سر هوای کوی تو بیرون نمی کنم
با تیغ اگر کنند سرم از بدن جدا
گشتم جدا ز خیل سگان درش رفیق
یارب مباد کس ز رفیقان چو من جدا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از درد جدایی و فراق محبوب سخن میگوید. او مانند بلبل ناله میکند و از دوری محبوبش رنج میبرد. عشق و وابستگی او به محبوب به حدی است که حتی از وطن و دیگران هم فاصله گرفته است. شاعر تاکید میکند که از کوی محبوبش جدا نخواهد شد و اگرچه ممکن است جانش را بگیرند، باز هم از عشق او دست نخواهد کشید. در نهایت، او از دوستانش میخواهد که مانند او از محبوب جدا نشوند و این جدایی را تحمل نکنند.
هوش مصنوعی: من از کوی آن معشوق بینظیر دور ماندهام و مانند بلبل میزنم ناله و افسوس، چرا که از گلزار عشق جدا افتادهام.
هوش مصنوعی: ای جانم، من فدای تو شدم. تو رفتی و اکنون جانم به خاطر جدایی از تو در حال ناله است، بدنی که از تو جدا شده.
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت به دیگران از وطن خود دور شدم، و اگر نه، به هیچ وجه کسی به خواست خود از دیار و زادگاهش جدا نمیشود.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و دلدادگی به تو هیچگاه از راهی که هستم دور نمیشوم، حتی اگر با شمشیر هم سرم را از بدنم جدا کنند.
هوش مصنوعی: من از گروه سگها دور شدم، ای خدا، نمیخواهم که کسی از دوستانم مثل من جدا شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبر از دل و دل از من و من از وطن جدا
سهل است اگر نباشم ازان سیم تن جدا
سازد ز غصه همچو قبا جیب خویش چاک
گر یک زمان فتد ز تنش پیرهن جدا
در بیستون ز ناله من گر صدا فتد
[...]
روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا
هر یک جدا ز عشق تو سوزند و من جدا
من چون زیم که هر نفس آن لعل آتشین
می سوزدم بخنده جدا وز سخن جدا
گر جان ز تن جدا شود و تن ز جان چه غم
[...]
بلبل نمی شود به قفس از چمن جدا
فانوس، شمع را نکند ز انجمن جدا
حیرت مباد پرده بینایی کسی!
کز یوسفیم در ته یک پیرهن جدا
هشدار کز خراش دل سنگ خاره شد
[...]
گفتی شویم کی من از او او ز من جدا
روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا
خوش آنکه جا کنم ببرت چند سوزدم
رشک قبا جدا حسد پیرهن جدا
نالان از آن چو مرغ اسیرم که سوزدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.