نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
خدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد
ترا ز ده نگذشته است سال و مهر رخت
هزار طعنه به ماه چهارده دارد
کجا روم چکنم حال دل کرا گویم
نه رند میکده نه شیخ خانقه دارد
نیاز و عجز من ناتوان چه خواهد کرد
باین غرور که آن ترک کج کله دارد
بطرف رخ منه آن زلف را چنین زنهار
که روز روشن عشاق را سیه دارد
بود به کیش تو گر دوستی گناه رفیق
یقین که از همه کس بیشتر گنه دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد، اما در عین حال حسرت و ناکامی خود را از عشق بیان میکند. او ناامید است و به دنبال راهی برای ابراز احوال درونیاش میگردد، اما نمیتواند کسی را پیدا کند که با او همدردی کند. شاعر همچنین به تضادهای عشق و زیبایی میپردازد و اشاره میکند که این عشق، با تمام آنچه زیباست، گناهی غیرقابل اجتناب نیز به همراه دارد. از این رو، او ناچار است که از زلف و زیبایی معشوق خود دوری کند تا از آزار و رنج عشق در امان بماند.
هوش مصنوعی: نه محبت چهرهی زیبای تو مانند ماه است و نه خوبی آن را دارد. خداوند تو را از چشم بد محفوظ دارد، ای پسر.
هوش مصنوعی: تو هنوز به سن و سال نرسیدهای اما زیباییات آنقدر دلبرانه است که حتی ماه چهارده هم به تو غبطه میخورد.
هوش مصنوعی: نمیدانم به کجا بروم و چه بگویم. حال دل من را به کی بگویم؟ نه در میخانه کسی مانند من را درک میکند و نه در خانقاه روحانیون.
هوش مصنوعی: ناتوانی و احتیاج من چه تأثیری بر این pride دارد؟ چون آن دختر با سر کج و غرور خاص خودش است.
هوش مصنوعی: به سوی صورتت آن زلف را چنین به خطر نبر، چون روز روشن، عشقهای عاشقان را تیره و تار میکند.
هوش مصنوعی: اگر بر اساس آیین تو دوستی گناه است، پس دوست تو به یقین از همه بیشتر گناه کار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خدایگان جهان شهریار روی زمین
تویی که قدر تو بر چرخ پایگه دارد
شده ست چشم ممالک به طلعتت روشن
از آنک طلعت تو نور مهر و مه دارد
تو بر سرآمده ای از همه ملوک جهان
[...]
رخی چنین که تو داری کدام مو دارد
خدا همیشه ز چشم بدت نگه دارد
بکش نخست مرا گر گه محبت تست
که بنده از همه بسیار تر گنه دارد
غلام آن سگ کویم که چون شناخت مرا
[...]
کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
چگونه عقل رمیده عنان نگه دارد
گشاد روی تو درهای رحمت است و خطت
به نام طالع من نامهٔ سیه دارد
چه طرفه هندوی شوخی ست چشم او یا رب
[...]
چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
که یک زمان نتواند مرا نگهدارد
حذر کنید ازان چشم، کاین همان چشم است
که روزگار مرا این چنین سیه دارد
به صد گنه کنم اقرار، تا نداند غیر
[...]
درین محیط چو غواص هرکه ته دارد
چو موج به که سر رشته را نگه دارد
شراب روز دل لاله را سیه دارد
چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد؟
عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.