راضیم هر چه می داری به این خواری مرا
دیگران را گر چنین داری که می داری مرا
با جفایت هم خوشم ترک جفاکاری مکن
کز تو نبود بیش از این چشم وفاداری مرا
نیست با صیاد الفت بهر آب و دانه ام
کرده پا بست قفس ذوق گرفتاری مرا
کی دهم دامان وصل او به آسانی ز دست
کامد اندر دست این دولت به دشواری مرا
زاری من همچو غیر از بیم آزار تو نیست
می کنم زاری که می ترسم نیازاری مرا
مدعی تا کی ز کوی یار منعم، چون شود
بگذری از من ز راه لطف و بگذاری مرا
مردم از درد تغافل ناتوان چند ای طبیب
بینی از درد خود و نادیده انگاری مرا
نه کند یادم به عمد و نه برد نامم به سهو
برده است از یاد خود یکباره پنداری مرا
گوش آن گل نیست چون بر گفتگوی من رفیق
سود کی دارد چو بلبل نغز گفتاری مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق یک عاشق نسبت به معشوقش است. شاعر با وجود درد و رنجی که از رفتار معشوق میکشد، همچنان به او وابسته است و از او خواسته که از جفاکاری دست بردارد. او احساس میکند که در تنگنای عشق گرفتار شده و نمیتواند از ارتباطش با معشوق بگذرد. شاعر از معشوق میخواهد تا با کمی لطف از او عبور کند و به یادش باشد، در حالی که از نادیدهگرفتهشدن و بیتوجهی رنج میبرد. در نهایت، شاعر به نحوی حسرتبار از غفلت و تغافل دیگران صحبت میکند و ناتوانی خود را در تحمل این درد بیان میکند.
هوش مصنوعی: من راضیام به هر چه که داری، حتی اگر برای من با ذلت همراه باشد؛ اما اگر دیگران هم مانند من در چنین وضعیتی باشند، چه بهتر.
هوش مصنوعی: با اینکه از دست تو رنجیدهام، همچنان از تو راضیام. لطفاً دیگر به من نرسان، زیرا از تو انتظار وفاداری بیشتری ندارم.
هوش مصنوعی: من با صیاد ارتباطی ندارم و تنها به خاطر آب و دانهای که برایم فراهم کرده، در قفس گرفتار شدهام و این وضع، حس خوشی را از من گرفته است.
هوش مصنوعی: میپرسم چه زمانی میتوانم به آسانی دامان وصال او را به دست آورم؟ زیرا اکنون این خوشبختی به سختی در دستانم قرار دارد.
هوش مصنوعی: من فقط از درد و رنجی که ممکن است تو به من برسانی شکایت میکنم؛ چون از این میترسم که خودم را مورد آزار قرار دهم.
هوش مصنوعی: مدعی تا کی از راه لطف و مرحمت به سراغ من میآید و در کوی یارم میگذراند؟ زمانی خواهد رسید که از من عبور کند و مرا به حال خود بگذارد.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر نادیده گرفتن دردها و مشکلاتشان ناتوان شدهاند. ای پزشک، آیا نمیبینی که من هم از درد خود رنج میبرم و آن را نادیده میگیرم؟
هوش مصنوعی: نه به عمد یادم میکند و نه به خطا نامم را به خاطر میآورد. به یکباره انگار مرا کاملاً فراموش کرده است.
هوش مصنوعی: گوش آن گل به گفتار من گوش نمیدهد. رفیق، چه فایدهای دارد وقتی بلبل زیبا سخن میگوید؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای نکودارنده تا اندر جهان داری مرا
بر نکونامی نگهدار و نکوکاری مرا
چون طریق خوب کرداری به است از هر طریق
برمگردان از طریق خوب کرداری مرا
چون بهر کاری بحق یاری گر خلق توام
[...]
تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
کی بود ممکن که باشد خویشتنداری مرا
سود کی دارد به طراری نمودن زاهدی
چون ز من بربود آن دلبر به طراری مرا
ساقی عشق بتم در جام امید وصال
[...]
از چه می داری نگارینا بدین زاری مرا
کم به هر عمری بخاطر در نمی آری مرا
من چو خاک راه گشتم در ره عشقت به جان
تا مگر از روی لطف از خاک برداری مرا
ز آتش عشقت منم خاکی روا داری که تو
[...]
ای فکنده عزت حسنت به صد خواری مرا
از تو خشنودم به هر خواری که می داری مرا
چیست جرم من که هر گه بار بندی زین دیار
دیگران را همسفر سازی و بگذاری مرا
دیدمت در خواب هم آغوش خویش ای کاشکی
[...]
از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا
می خلد هر دم بدل زان برگ گل خاری مرا
می تواند کرد پنهان از رقیبم ضعف تن
گر نسازد فاش هر دم ناله زاری مرا
زار مردم در غم تنهایی و ممکن نشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.