مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
بردار ز رخ پرده و مگذار بمیرم
صد جان طلبم بهر نثارت که چو آیی
پیش تو نه یکبار که صد بار بمیرم
خو کرده ام از بس به گرانباری دردت
گردم گر از این درد سبکبار بمیرم
مرگست علاج من بیچاره طبیبا
از چاره ی من بگذر و بگذار بمیرم
تا باز شوم زنده ز یمن قدم یار
آن به که روم در قدم یار بمیرم
زارم بکش ای یار و مکن این همه آزار
گر هست مرادت که من زار بمیرم
شد پیشه ی من عشق رفیق اول و آخر
یارب چو بمیرم به همین کار بمیرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات و نارضایتی خود از محدودیتهای زندگی میپردازد. او میگوید اگر نتواند از شراب و زیباییهای آن چشمپوشی کند، نمیتواند توبه کند. زاهد را به چالش میکشد که او را از عشق زیبایان منع کند، چون دلش شیدا است. همچنین به احساس اسیری در عشق اشاره میکند و میگوید اگر نتواند پرواز کند، چه باید بکند. او حس میکند بدون معشوقش گلشن بیمعنی است و در نهایت میگوید اگر نتواند به زیبایی دل ببرد، نمیتواند صبر کند. شعر بیانگر دل شکستگی و عشق عمیق است.
هوش مصنوعی: مگذران که بخاطر ناامیدی از دیدارت جان بدهم، پرده را از صورتت کنار بزن و نگذار از حسرت بمیرم.
هوش مصنوعی: من برای نثار کردن جانم هزاران بار جان میطلبم؛ زیرا وقتی که تو پیشم میآیی، برای من تنها یک بار زندگی نکردن، بلکه صد بار مرگ را خواهم تجربه کرد.
هوش مصنوعی: من به درد و رنج تو عادت کردهام و آنقدر با سنگینی این غم دست و پنجه نرم کردهام که اگر از این درد رها شوم و سبکبار بشوم، ممکن است زندگیام به پایان برسد.
هوش مصنوعی: مرگ، تنها درمان من است. ای پزشک بیچاره، از راهکارهایت بگذر و بگذار بمیرم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به خاطر حضور یار زندهام، بهتر است که در قدم یار بمیرم.
هوش مصنوعی: ای یار، مرا بکش و این همه عذابم نده. اگر میخواهی به هدف خود برسی، بگذار که من در این حال رنجکشیده بمیرم.
هوش مصنوعی: عشق به عنوان حرفه و شغل من در آمده است، ای خدای من! آرزو دارم وقتی بمیرم، در همین حال و هوا و با همین احساس جان بدهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواهم که: بزیر قدمت زار بمیرم
هر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم
دانم که: چرا خون مرا زود نریزی
خواهی که بجان کندن بسیار بمیرم
من طاقت نادیدن روی تو ندارم
[...]
در عشق چو باید که به ناچار بمیرم
از جور تو به کزغم اغیار بمیرم
هر شب دهیم وعده ی دیدار که تا صبح
صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم
گیرم به نگاهی ز تو صد حسرتم افزود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.