دانی که از هجران تو بر ما چه شبها بگذرد
یک شب ز هجر چون تویی گر بر تو چون ما بگذرد
هر جا که روزی دیده ام کان سرو بالا بگذرد
هر روز آنجا بگذرم شاید که آنجا بگذرد
هر روز و هر شب بگذرم تنها به کوی او که او
شاید که روزی یا شبی زان راه تنها بگذرد
او نگذرد سوی من و هر روز من در راه او
کامروز سوی من اگر نگذشت فردا بگذرد
ناصح ز کوی آن پسر منعم تواند کرد اگر
او را فتد روزی گذر آنجا وز آنجا بگذرد
از سختی جان کندنم آگه کنید آن شوخ را
طفلست شاید بر سرم بهر تماشا بگذرد
درمان دردم کن کنون ورنه پشیمان می شوی
وقتی که بیمار تو را کار از مداوا بگذرد
با ما بساز ای بی وفا روز و شبی کز بعد ما
بسیار آید روزها، بسیار شبها بگذرد
نالد چو قمری هر طرف مرغ دلم از شوق او
دامن کشان هر جا رفیق آن سرو رعنا بگذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر longing (اشتیاق) خود برای یار را بیان میکند و lament (نشدن) دوری و جدایی از او را میسازد. او آرزو دارد با یارش بگذارد و از غم جدایی گله میکند. شاعر از خوشیهای گذشته در کنار یار یاد میکند و حال خود را در دوری او دردناک توصیف میکند. او اشاره میکند که در میان بیگانگان هیچکس را نمییابد که از حالش خبر داشته باشد و از این جدایی و غم ابراز نارضایتی میکند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که در هر روز از نبود یار خود رنج میبرد و در انتظار وصال دوباره اوست. در نهایت، او خواستار ارتباط با یار و انتقال احوال زار خود به او میباشد.
هوش مصنوعی: میدانی که نبودنت چقدر برای ما سخت و دردآور است؟ اگر شبهایی که به خاطر تو بیخوابی کشیدهایم را حساب کنی، این شبهای پر از اندوه و دوری حتی از شبهایی که خودت این احساس را تجربه کنی، بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: هر جایی که روزی آن درخت بلند و زیبا را دیدهام، هر روز از آنجا میگذرم؛ ممکن است او هم همان جا از کنار من بگذرد.
هوش مصنوعی: هر روز و هر شب، من تنها در کوچه او میگذرم، شاید او روزی یا شبی از آن راه به تنهایی عبور کند.
هوش مصنوعی: او به سوی من نمیآید و هر روز من در انتظار او هستم. امروز اگر به سمت من نرسید، فردا حتماً خواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر نصیحتگری بخواهد از کوی پسر ثروتمند عبور کند، میتواند این کار را انجام دهد، به شرطی که آن پسر در روزی به آنجا برود و از آنجا عبور کند.
هوش مصنوعی: از شدت درد و رنجی که میکشم، به آن جوان بازیگوش خبر دهید. شاید او که هنوز بچه است، به خاطر کنجکاوی و تماشا، ساعتی بر سر من بگذرد.
هوش مصنوعی: الان به من کمک کن تا مشکل و دردم را درمان کنی، وگرنه وقتی دیر شود و من بیمار شده باشم، فقط افسوس خواهی خورد که نتوانستی به من کمک کنی.
هوش مصنوعی: ای بی وفا، به ما مهربانی کن، چرا که پس از ما روزها و شبهای زیادی خواهد گذشت.
هوش مصنوعی: مثل قمر ناله میکنم و از شوق محبوبم دلم را به همهجا میکشم، هر جا که آن سرو زیبای دلربا بگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
اما به پیش دادگر مشکل که فردا بگذرد
زینگونه غافل نگذری از حال زار ما اگر
گاهی که بر ما بگذری دانی چه بر ما بگذرد
ناصح ز روی او مکن منعم که نتواند کسی
[...]
با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد
دردا که سیل اشک ما نگذارد آنجا بگذرد
دیدارت ای بیدادگر افتد بفردای دگر
مانند امروزم اگر دور از تو فردا بگذرد
با لعلت ای عیسی نفس کآب حیاتست آن وبس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.