برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
آن پریرو کیست میگویی؟ نمیگویم که کیست
کیست میگویی پری یا آدمی یارت بگو
آدمیخویی پریرویی نمیگویم که کیست
گلشن کویی که میپرسی نمیگویم کجاست
سرو دلجویی که میگویی نمیگویم که کیست
در رکاب جور و کین پایی، نمیدانم کدام
راه بیداد و جفا پویی نمیگویم که کیست
آنکه هرسو رو نهد خلقی برای دیدنش
رو نهد سویش ز هر سویی نمیگویم که کیست
هر سر مویم زبانی گشته در وصف کسی
با کسی لیکن سر مویی نمیگویم که کیست
گویی آن گل از چه گلزار است میخواهی رفیق
تا ز گلزارش بری بویی نمیگویم که کیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات و تجربیات عمیق خود میپردازد. او از تنهایی و دردهای ناشی از عشق میگوید و تأکید میکند که هیچکس به اندازه او رنج کشیده و بلا را تجربه نکرده است. تشنگی او از عشق آنقدر عمیق است که حتی خضر، نماد بقا و زندگی، نیز چنین وضعیتی نداشته است. شاعر از ناامیدی و جفای دیگران و عدم وفای یار خود سخن میگوید و احساس میکند که هیچکس او را درک نمیکند. سرانجام، به تصویر خاری در دل اشاره میکند که نشاندهنده عذاب و رنج اوست. این شعر نمایانگر عمیقترین احساسات انسانی، از جمله عشق و درد سلول وجودی انسان است.
هوش مصنوعی: دلبر زیبا و دلربایی که من به او دل بستهام، هویت او را نمیپرسم و نمیخواهم بدانم که او کیست.
هوش مصنوعی: کیست؟ آیا میگویی او پری است یا انسانی محبوب؟ بگو، آیا او انسانی باخصیصههای خوب است یا چهرهای زیبا دارد؟ اما من نمیگویم که او کیست.
هوش مصنوعی: در پاسخ به سوالی که درباره جا و مکان گلشن میپرسی، نمیتوانم بگویم کجاست و نیز درباره شخصی که آن را دلجویی مینامی، نمیتوانم اطلاعاتی بدهم که او کیست.
هوش مصنوعی: در حال حاضر در شرایطی هستم که نمیدانم کدام مسیر پر از ظلم و ستم را باید انتخاب کنم و از آن بدیها بگذرم، و به کسی اشاره نمیکنم که کیست.
هوش مصنوعی: هر کجا که او را ببینی، مردم برای دیدنش به سوی او میآیند. نمیخواهم بگویم او کیست.
هوش مصنوعی: به هر یک از تارهای موی من، زبانی اختصاص داده شده تا درباره کسی با کسی دیگر صحبت کند، اما هیچکدام از این زبانها نمیتوانند بگویند آن شخص کیست.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو میخواهی درباره منبع و سرشت گل صحبت کنی، اما من چیزی نمیگویم که آن گل چه کسی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
شوخ چشمی طفل بدخویی نمیگویم که کیست
داده از زهر آب، بی رحمی، فرنگی زادهای
بهر قتلم تیغ ابرویی نمیگویم که کیست
همچو خال گوشه چشمش دلم افتاده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.