گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهد
غنچه زان لبهای خوش گفتار یادم می دهد
پیش من تعریف سرو و گل به خوبی باغبان
چون کند زان سرو گلرخسار یادم می دهد
لطف یارم می کند آگاه از جور رقیب
راحت گل از جفای خار یادم می دهد
چو ز جانان یادم آید گر بیاساید دمی
از غم این دل که او دلدار یادم می دهد (؟ )
چون رود از یاد من تا این دل افگارباز
چشم خونبار از دل افگار یادم می دهد
می دهد یادم به عشق یار ناصح صبر و من
می کنم کم گوش و او بسیار یادم می دهد
از بهشت و حور چون گوید سخن زاهد رفیق
بی تکلف از دیار و یار یادم می دهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و غم و اندوه خود اشاره کرده و از غم جدایی و دوری معشوق میگوید. او بیان میکند که دلش به خاطر معشوق امیدوار و در عین حال غمگین است و هیچ قرار و آرامشی بدون او ندارد. شاعر به بیتفاوتی دیگران و حتی به بخت خود اشاره میکند که نسبت به او ناسازگار است. در نهایت، او از چالشهای عشق و درد ناشی از جدایی سخن میگوید و به عشق و وابستگی عاطفیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اینجا به زیبایی صورت گل با اشاره به گلستان اشاره شده است و یادآوری میشود که لبهای خوشگفتار هم به خوبی یادآور زیبایی و لطافت هستند. در واقع، زیبایی و شیرینی کلام باعث میشود تا خاطرات دلنواز و خوشایند در ذهن تداعی شود.
هوش مصنوعی: وقتی باغبان از زیبایی سرو و گل تعریف میکند، یاد آن دختر زیبای صورت برایم زنده میشود.
هوش مصنوعی: محبت دوست به من یادآوری میکند که با وجود سختیهایی که از جانب رقیب و حسادت دیگران وجود دارد، همچنان میتوانم از زیباییها و آرامش زندگی لذت ببرم و همواره باید به یاد گل و زیباییهایش باشم.
هوش مصنوعی: وقتی به یاد محبوبم میافتم، اگر لحظهای از غم دل آسوده شوم، به خاطر این است که او خاطرهام را زنده میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که یاد تو از ذهنم میرود، این دل پر از غم و اندوه به من یادآوری میکند که چشمانم از شدت درد و غصه پر از اشک شده است.
هوش مصنوعی: یاد عشق محبوبم به من میآید و مشاورم به من صبر میآموزد، اما من به او کم توجهی میکنم و او به من بسیار یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: زاهد بیتکلف از بهشت و حوری صحبت نمیکند، بلکه یادآور خاطرات دیار و یارهایی است که برایش عزیزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاخِ گل از نازکیّ یار یادم میدهد
برگ گل زان گلرخ رخسار یادم میدهد
چون روم در کوه تا از یاد او فارغ شوم
میخرامد کبک و زان رفتار یادم میدهد
هر کجا بینم گلی با خار میسوزم که آن
[...]
می رسد باد صبا وز یار یادم می دهد
زان خرامان سرو خوش رفتار یادم می دهد
شاهد گل می نماید از نقاب غنچه روی
نازکی آن گل رخسار یادم می دهد
می گشاید نرگس مخمور چشم از خواب ناز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.