گنجور

 
رفیق اصفهانی

صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست

لیک خوشدل به همینم که مرا یاری هست

شاد از آنم به غم عشق تو گر صبر مرا

اندکی نیست و لیکن غم بسیاری هست

به طبیب من بیمار که گوید که تو را

جان به لب آمده، دل خون شده، بیماری هست

بر دل آزار تو ای یار بود خوش ورنه

چون تو در هر طرفی یار دلازاری هست

سوی صحرا ز پی صید چه تازی که به شهر

همچو من هر طرفت صید گرفتاری هست

پا به گلشن ننهد، گل نزند بر سرخویش

هر که را زان گل روی تو به دل خاری هست

منم آن مرغ که از بیضه چو آمد بیرون

به قفس رفت و ندانست که گلزاری هست

از که یاری طلبم وز که مدد جویم آه

در دیاری که نه یاری نه مددکاری هست

آمد آن دلبر و دل برد ز من لیک، رفیق

گر دلی نیست مرا شکر که دلداری هست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

که به هر حلقهٔ موئیت گرفتاری هست

گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست

[...]

ابن یمین

گر چه هر دم ز غمت بر دلم آزاری هست

باشم اغیار اگر جز تو مرا یاری هست

نشود دور ز تیغ تو که هرگز نکند

بلبل اندیشه که اندر پی گل خاری هست

گر خطت هست مزور سزد ایدوست از آنک

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
سیف فرغانی

همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست

یا چو من هجر ترا هیچ گرفتاری هست

دیده دهر بدور تو ندیده است بخواب

که چو چشمت بجهان فتنه بیداری هست

ای تماشای رخت داروی بیماری عشق

[...]

نظام قاری

مشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست

یا شب و روز بجز ذکر توام کاری هست

مشنو ای جبه که جز پیرهنم یاری هست

یا بجز پیچش دستار مرا کاری هست

گر بگوئی که بحمل و تتقم کاری نیست

[...]

وحشی بافقی

تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست

طاقت و صبر مرا حوصلهٔ خواری هست

با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکشد

کز من و جان منش نیز مددکاری هست

می‌خرم مایه هر شکوه به سد شکر ز تو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از وحشی بافقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه