به قربان قد و بالات گردم
بلاگردان سر تا پات گردم
چه استغنا و ناز است این الهی
فدای ناز و استغنات گردم
به خاک پایت ای بت کارزویم
همین باشد که خاک پات گردم
هلاک عارض زیبات باشم
شهید قامت رعنات گردم
همین گردد مرا در دل شب و روز
که گرد منزل و مأوات گردم
مرا دیدی و گفتی این سگ ماست
به گرد دیدهٔ بینات گردم
رفیق آسا مرا دارد بر آن عشق
که رسوایت شوم شیدات گردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عواطف عمیق خود سخن میگوید. او احساساتش را نسبت به معشوق بیان میکند و نشان میدهد که هر جا که پا بر زمین میگذارد، از اشک و غم پر میشود. او به عشق و فراق اشاره میکند و نشان میدهد که برای دیدن معشوقش در سختی و درد به سر میبرد. اگرچه روزهای وصال کوتاه است، اما فراق او را به شدت آزار میدهد. شاعر نسبت به آنچه که به خاطر عشقش تحمل میکند احساس شرم دارد و در عین حال آرزو میکند که روزی بتواند با کلام شیرینش دل معشوق را شاد کند. در نهایت، او از وفا و بیوفایی عشق سخن میگوید و به پیوندی که با معشوقش دارد اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من برای زیبایی قد و قامت تو جانم را فدای تو میکنم و تمام وجودم را به دور تو میچرخانم.
هوش مصنوعی: این معشوق چقدر خود را از دیگران بینیاز و مغرور نشان میدهد، ای کاش من هم فدای آن زیبایی و خودپسندیاش شوم.
هوش مصنوعی: به پای تو، ای معشوق من، همین برایم کافی است که خاک پای تو گردم و تسلیم عشق تو باشم.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی چهرهات نابود شوم و به خاطر قامت زیبایت جان بدهم.
هوش مصنوعی: همین موضوع باعث میشود که در دل شب و روز به فکر و یاد تو باشم و مانند گردی که دور خانه و محل زندگیام میچرخد، همیشه در اطرافم باشی.
هوش مصنوعی: وقتی مرا دیدی، گفتی که این یک سگ از ماست. من هم به دور چشمان بینای تو میگردم.
هوش مصنوعی: دوست من به من آرامش میدهد و من به خاطر عشقی که به او دارم، آمادهام که رسوا شوم و دلبستهاش گردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.