شد چو شب روزم سیاه از دست تو
آه از دست تو آه از دست تو
خون من تنها نمی ریزی که ریخت
خون چندین بی گناه از دست تو
گفتی آهت دمبدم از دست کیست
گه ز دست بخت گاه از دست تو
دست افشان رفتی و بر باد رفت
کوه صبر من چو کاه از دست تو
این چه بیداد است آخر تا به کی
دادخواه و دادخواه از دست تو
از که خواهم داد چون خواهند داد
هم گدا هم پادشاه از دست تو
از نگاهی می بری صد دل رفیق
دل چه سان دارد نگاه از دست تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره یار و عشق میپردازد. شاعر از یاری و همدلی همچون یار خود سخن میگوید و از یاد کردن یار ابراز خوشحالی میکند. او بیان میکند که باوجود تلاشهایش در عشق، همواره با ناسازگاری و چالشهای عاطفی روبهرو بوده است. همچنین شاعری، از غم و اندوهی که عشق به همراه دارد صحبت میکند و امیدوار است که مانند او کسی وجود داشته باشد که در این غم شریک و یاریدهندهاش باشد. در نهایت، شاعر به وفا و صبر جسته و نشان میدهد که صبر و قرار او به خاطر بی وفایی یاری که انتظارش را دارد، دچار مشکل شده است.
هوش مصنوعی: شب به من روزی سیاه و تاریک آورد و من از دست تو خیلی ناراحتم. افسوس و دریغ از این وضعیت.
هوش مصنوعی: خون من فقط نیست که بر زمین میریزی، بلکه خونهای بسیاری از انسانهای بیگناه نیز به خاطر تو بر زمین میریزند.
هوش مصنوعی: میگویی که آه و نالهات هر لحظه از چه کسی است؛ گاه از ناتوانی سرنوشت و گاه از کمبود اراده خودت.
هوش مصنوعی: تو با شادمانی رفتی و صبر و طاقت من مثل کاه در باد از دست رفت.
هوش مصنوعی: این چه ظلمی است که تا چه زمانی باید بیعدالتی را تحمل کنم و از تو شکایت کنم؟
هوش مصنوعی: از کی کمک بخواهم وقتی که همه، از گدا تا پادشاه، از تو دست خالی هستند؟
هوش مصنوعی: از یک نگاه تو، صد دل دوست مثل گل شکسته میشود. دل دوست به چه حال و روزی در میآید وقتی نگاهت را از او میگیری؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.